دانش سیاست و روابط بین الملل
وبلاگ دکتر علیرضا رضائی
برنامه های باراک اوباما در دولت آینده آمریکا
رهبران امریکایی چون فرانکلین روزولت، هری ترومن، و جان اف. کندی، در لحظات پرمخاطره تاریخی در قرن اخیر، توانستند هم از مردم امریکا حفاظت کنند و هم امکانات و فرصت های نسل جدید را افزایش دهند. به علاوه، آنها در عمل الگوی رهبری جهانی را برای امریکا رقم زدند و ما نیز به آن پابندیم و برای آزادی میلیاردها انسان در فراسوی مرزهایمان مبارزه می کنیم.
روزولت قوی ترین نیروی نظامی را که جهان تا آن زمان به خود دیده بود، پدید آورد، و "آزادی های چهارگانه" او به مبارزات ما با فاشیسم معنا بخشید. ترومن جسورانه ترین راهکارها را برای مواجهه با تهدید شوروی اندیشید و با ترکیب قدرت نظامی با "طرح مارشال" به برقراری صلح و بهبود وضعیت ملل سراسر جهان یاری نمود. کندی، هم زمان با فروپاشی استعمار و دسترسی اتحاد جماهیر شوروی به برابری هسته ای (با امریکا) به مدرن کردن مشی نظامی ما دست زد، نیروهای قدیمی ما را تقویت کرد، و "موسسات صلح" و "اتحاد برای پیشرفت" را آفرید. آنها از توان ما برای نشان دادن بهترین تصویر از امریکا به مردم جهان بهره می بردند.
امروز، مجددا در برابر خواست به عهده گرفتن یک رهبری هوشمندانه قرار داریم. تهدیدهای این قرن دست کم همان قدر خطرناک و در برخی موارد پیچیده تر از تهدیدهایی است که در گذشته با آن مواجه بودیم. این تهدیدها از جانب سلاح های کشتار جمعی و نیز تروریست های بین المللی که به بی عدالتی یا حس بیگانگی، با نهیلیسمی جنایتکارانه پاسخ می دهند، بر ما وارد می شود.
این تهدیدها از سوی کشورهای خودسر متحد با تروریست ها و قدرت های رو به رشدی که می توانند هم امریکا و هم بنیان لیبرال دموکراسی بین المللی را به خطر افکنند، وارد می شود. این تهدیدها از سوی کشورهای ضعیفی که قادر به حفاظت از مرزهای خود یا تأمین رفاه مردم خود نیستند بر ما وارد می شود. و بالاخره، سیاره ای در حال گرم شدن که به دنبال خود بیماری های جدید، ویرانی طبیعت و درگیری های مرگزا به همراه می آورد، ما را تهدید می کند.
تشخیص تعداد و پیچیدگی این تهدیدها به معنای بدبینی نیست. بلکه، دعوت به عمل است. این تهدیدها دیدگاهی جدید نسبت به رهبری در جهان قرن بیست و یکم را می طلبد_ دیدگاهی که از تجربه های گذشته برآمده است اما خود را به تفکر قدیمی محدود نمی کند. دولت بوش به حملات غیرعادی یازدهم سپتامبر با تفکر عادی و قدیمی گذشته پاسخ داد، و مشکلات را دارای ریشه های دولتی و قابل حل با راه حل های نظامی دید. متأسفانه این دیدگاه منحرف ما را به جنگ با عراق سوق داد؛ جنگی که هرگز نمی بایست برپا می شد. با ظهور جنگ عراق و حوادث ابوغریب جهان اعتمادش را به مقاصد و خط مشی های ما از دست داد.
به دنبال از دست رفتن جان هزاران انسان و خرج میلیاردها دلار، بسیاری از امریکایی ها ممکن است ترجیح بدهند به حوادث جهان بی اعتنا باشند و رهبری آن را رها کنند. اما این اشتباهی است که ما نباید مرتکب شویم. امریکا نمی تواند با تهدیدهای قرن جدید به تنهایی مواجه شود، و جهان نیز نمی تواند بدون امریکا به رویارویی با آنها برود. ما نباید از جهان رو بگردانیم، و نه این که دیگران را به تسلیم و فرمانبرداری وادار کنیم. ما باید جهان را با عمل مناسب رهبری کنیم و الگو باشیم.
برای چنین رهبری ما باید به دیدگاه های بنیادین روزولت، ترومن و کندی بازگردیم_ دیدگاهی که اکنون صحیح تر از هر زمان دیگری به نظر می رسد؛ و آن این است که امنیت و رفاه هر یک نفر امریکایی به امنیت و رفاه کسانی که خارج از مرزهای ما زندگی می کنند بستگی دارد. رسالت امریکا رهبری جهانی امریکا بر اساس درک امنیت و بشریت مشترک جهانی است.
دوران امریکا به سر نیامده اما باید نوع دیگری به آن نگریست. تصور این که قدرت امریکا در حال افول است به معنای فراموش کردن وعده بزرگ امریکا و هدف تاریخی آن در جهان است. من اگر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شوم آن هدف را از نو زنده خواهم کرد.
گذر از عراق
برای تجدید حیات رهبری امریکا در جهان، ما باید ابتدا مسئولانه به جنگ عراق پایان بدهیم و سپس توجه خود را به مسائل بزرگتر در خاورمیانه معطوف کنیم. عراق انحرافی از مبارزه علیه تروریست هایی بود که در یازده سپتامبر به ما حمله کردند؛ و ادامه نابخردانه جنگ توسط رهبران امریکا اشتباه استراتژیک آغاز آن را دچار پیچیدگی های بیشتر کرد. اکنون 3300 امریکایی جان خود را در عراق از دست داده اند و هزاران نفر از جراحات آشکار و پنهان رنج می برند.
مردان و زنان مبارز در عراق به نحو تحسین انگیزی به کشورشان خدمت کرده و ایثارگری های فراوان از خود نشان داده اند. اما اکنون زمان آن است که رهبران دولت امریکا حقیقتی دردناک را دریابند؛ و آن این که ما نمی توانیم راه حلی نظامی برای درگیری میان جناح های شیعه و سنی در عراق بیندیشیم.
بهترین گزینه ای که روبه روی ما است آن است که به گروه های درگیر فشار بیاوریم که یک راه حل سیاسی پایدار میان یکدیگر بیابند. و تنها راه مؤثر برای اعمال چنین فشاری نیز آغاز عقب نشینی نیروهای امریکایی از عراق، با هدف خروج کامل آنها تا 31 مارس 2008 است. ما باید بدانیم که در نهایت، تنها رهبران عراق هستند که می توانند صلح و ثبات را برای کشور خود به ارمغان بیاورند.
در همین حال، ما باید تمام تلاش خود را در سطح منطقه ای و بین المللی بر ابتکارات دیپلماتیک به منظور پایان بخشیدن به جنگ داخلی در عراق، جلوگیری از گسترش آن، و کاهش جراحات وارد بر مردم عراق متمرکز کنیم. برای اعتمادسازی در این مسیر باید به همگان نشان دهیم که ما خواستار پایگاهی دائمی در عراق نیستیم. ما تنها باید حداقل نیروهای نظامی را در منطقه نگاه داریم تا از پرسنل و امکانات امریکایی حفاظت کند، روند آموزش نیروهای امنیتی عراقی را ادامه بدهد، و القاعده را ریشه کن کند.
باتلاق عراق هرگونه مواجهه با مشکلات فراوانی را که منطقه خاورمیانه با آن روبه رو است، برای ما دشوار ساخته است و بسیاری از آن مشکلات را شدیداً خطرناک ساخته است. تغییر رویکردها در عراق به ما اجازه خواهد داد که توجه و قدرت خود را متوجه حل مسائل و درگیری های میان اسرائیل و فلسطین کنیم، و این مسئولیتی است که دولت بوش سال ها است مورد بی توجهی قرار داده است.
سه دهه است که اسرائیلی ها، فلسطینی ها، رهبران عرب و سایر جهان برای برقراری صلحی پایدار در خاورمیانه چشم به امریکا دوخته اند. در سال های اخیر آنها غالبا ناامید شده اند. نقطه شروع ما همواره باید تعهدی آشکار و قوی برای امنیت اسرائیل باشد، که قوی ترین متحد ما در منطقه و تنها دموکراسی تثبیت شده در آن است. این تعهد با توجه به مبارزه ما با تهدیدهای فزاینده در منطقه _ مانند ایرانی قوی تر، عراقی آشوب زده، تجدیدحیات القاعده، و تجدید قوای حماس و حزب الله_ اهمیت بیشتری می یابد.
اکنون بیش از هر زمان دیگری باید تلاش کنیم که در جهت یافتن راه حلی پایدار، به ایجاد دو کشور مستقل که در کنار یکدیگر با صلح و امنیت زندگی کنند، کمک کنیم. برای دست یافتن به چنین هدفی، باید به اسرائیلی ها کمک کنیم که خود را با گروه هایی که به راستی متعهد به صلح هستند باز بشناسند و آنها را تقویت کنند و هم زمان گروه هایی را که به دنبال درگیری و بی ثباتی هستند در انزوا قرار دهند. یک رهبری امریکایی استوار در راه صلح و امنیت، تلاشی صبورانه و تعهد شخصی رئیس جمهور امریکا را به این مهم، می طلبد. این تعهدی است که من آن را بر خود پذیرفته ام.
در سراسر خاور میانه، ما باید قدرت امریکایی را در جهت تقویت دیپلماسی امریکایی به کار بیندازیم. دیپلماسی استوار امریکایی که با به کارگیری تمام ابزارهای قدرت امریکا _ سیاسی، اقتصادی، و نظامی_ همراه باشد، می تواند موفقیت را حتی در برخورد با حریفانی چون ایران و سوریه تضمین کند. سیاست تهدید و اتکا به واسطه ها برای مهار برنامه هسته ای ایران، حمایت از تروریسم، و رشد خصومت در منطقه با شکست مواجه شده است.
هر چند ما نباید رأی خود را با زور نظامی به کرسی بنشانیم، اما نباید از گفتگوی مستقیم با ایران تردید به خود راه دهیم. دیپلماسی ما باید در مسیری باشد که هزینه ادامه برنامه هسته ای را برای ایران بالا ببرد، که از طریق تحریم های سخت تر و افزایش فشار بر شرکای مهم آن امکان پذیر است.
جهان باید برای متوقف ساختن برنامه غنی سازی اورانیوم ایران و جلوگیری از دسترسی آن به سلاح های هسته ای تلاش کند. در همین حال، ما باید دستاوردهای یک تحول بنیادین را به ایران و به خصوص مردم ایران نشان دهیم. این دستاوردها همکاری های اقتصادی، تضمین امنیت، و روابط دیپلماتیک را در بر می گیرد.
دیپلماسی همراه با فشار همچنین می تواند سوریه را به تغییر رویکردش از رفتارهای رادیکال به سمت موضعی معتدل تر، وادارد و این ها خود به ثبات عراق، منزوی ساختن ایران، رهانیدن لبنان از چنگ دمشق، و امنیت اسرائیل کمک می کند.
تجدید حیات نظامی
برای تجدید حیات رهبری امریکایی در جهان باید به سرعت به تجدید حیات قوای نظامی خود همت بگماریم. یک نیروی نظامی قوی بیش از هر چیز لازمه صلح پایدار است. متأسفانه، ارتش و نیروی دریایی امریکا بنا به گفته رهبران نظامی ما دچار بحران هستند. پنتاگون نمی تواند بر وجود یک واحد نظامی در داخل امریکا که در صورت بروز یک حادثه یا وضعیت فوق العاده در خارج از عراق، سریعاً واکنش نشان دهد و آمادگی کامل در رویارویی با آن را داشته باشد، صحه بگذارد. 88 درصد از گارد ملی قادر به خدمت در خارج از خاک امریکا نیستند.
ما باید نیروی نظامی خود را تقویت، و آن را برای انجام مأموریت هایی در آینده آماده کنیم. ما باید ظرفیت برخورد با تهدیدهای احتمالی به کشورمان را بالا ببریم.
ما باید 65000 نفر به سربازان ارتش و 27000 نفر به نیروی دریایی خود بیفزاییم. و در این جا فقط مسئله تعداد نیست. ما باید بر بالا بردن ظرفیت این نیروها سرمایه گذاری کنیم. باید بهترین تجهیزات و امکانات را برای آنها فراهم کنیم و انگیزه و آموزش بدهیم. هر طرح دفاعی بزرگی باید با توجه به نیازهای جاری، شکاف ها و سایر تهدیدهای پیش رو از نو مورد ارزیابی قرار گیرد.
تنها گسترش نیروی نظامی کافی نیست. ما باید هم چنین از نیروهای خود بخردانه استفاده کنیم. هنگامی که مردان و زنان خود را به راهی پرخطر می فرستیم، باید هدف خود را بشناسیم، از مشاوره فرماندهان نظامی خود استفاده کنیم، اطلاعات را بی طرفانه مورد ارزیابی قرار دهیم، و به نیروهای خود اطمینان بدهیم که از حمایت کافی برخوردار هستند. من در استفاده از زور ، در صورت لزوم یک جانبه، برای دفاع از مردم امریکا یا منافع حیاتی خود هنگامی که مورد حمله قرار می گیریم یا با تهدید سریع مواجه می شویم تردید نمی کنم.
ما همچنین باید از نیروی نظامی در موقعیت هایی ورای دفاع از خود به منظور تأمین امنیت مشترک و تضمین ثبات بین المللی _ حمایت از دوستان، مشارکت در ثبات و عملیات بازسازی، و رویارویی با فجایع گسترده _ استفاده کنیم. اما هنگامی که از زور در موقعیت هایی فراتر از دفاع از خود استفاده می کنیم، باید تمام تلاشمان را برای جلب حمایت و مشارکت دیگران به کار گیریم. پیامدهای فراموش کردن این مسئله در بافت درگیری جاری در عراق بسیار وخیم بوده است.
به منظور تجدید حیات رهبری امریکا در جهان، ما باید با تهدیدهای جدی که امنیت امریکا و جهان را به خطر می افکنند - همانند تهدید سلاح ها، مواد و تکنولوژی هسته ای و خطر افتادن ابزارهای هسته ای به دست تروریست ها - رودررو شویم. چنان که جرج شولتز، ویلیام پری، هنری کیسینجر و سام نان خاطرنشان کرده اند، اقدامات کنونی ما برای رویارویی با تهدید هسته ای کافی نبوده است.
رژیم منع گسترش سلاح های هسته ای با چالش مواجه شده است و طرح های جدید هسته ای به توسعه ابزارهای ساخت سلاح های هسته ای کمک کرده است. القاعده خلق "هیروشیما" یی برای ایالات متحده را ارمان خود قرار داده است. تروریست ها نیازی به ساخت سلاح هسته ای ندارند. آنها تنها می خواهند آن را بربایند یا بخرند.
هم اکنون مقادیر زیادی اورانیوم غنی شده در جهان وجود دارد که بعضاً مراقبت کافی از آن نمی شود و در پایگاه های هسته ای 40 کشور جهان نگهداری می شود. در ایالات جماهیر شوروی سابق حدود پانزده تا شانزده هزار سلاح هسته ای و ذخایر اورانیوم و پلوتونیوم با ظرفیت تولید چهل هزار سلاح دیگر وجود دارد. تاکنون افراد بسیاری به خاطر قاچاق مواد هسته ای و در حال خرید و فروش آن در بازار سیاه دستگیر شده اند.
اگر من رئیس جمهور بشوم، همراه با سایر کشورها در جهت جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای و کاستن خطر ناشی از آن برای امریکا و جهان تلاش خواهم کرد. امریکا باید تلاشی جهانی را برای ایمنی سلاح های هسته ای در پایگاه هایی که می توانند خطرساز باشند رهبری بنماید و این تنها راه مؤثر برای جلوگیری از دسترسی تروریست ها به بمب هسته ای است.
این هدف نیازمند همکاری فعالانه روسیه است. هر چند ما از تلاش های خود برای وادار ساختن آن کشور به ایجاد دموکراسی و پاسخگویی و رفتار مسئولانه فروگذار نمی کنیم، اما باید در جاهایی که منافع مشترک داریم، به خصوص به منظور اطمینان یافتن از ایمنی سلاح ها و مواد هسته ای، با آن کشور همکاری کنیم.
ما هم چنین با همکاری روسیه باید مواضع قدیمی و کهنه جنگ سردی را کنار بگذاریم و و از اهمیت و نقش سلاح های هسته ای بکاهیم. امریکا نباید به تولید کلاهک های بیشتر هسته ای بشتابد... در همان حال که ما باید ذخایر موجود هسته ای را حفظ و مراقبت کنیم، باید هم زمان برای ممنوعیت جهانی تولید سلاح ها و مواد هسته ای جدید با سایر کشورها همکاری کنیم.
ما هم چنین باید گسترش تکنولوژی تولید سلاح هسته ای را متوقف سازیم و نباید بگذاریم که کشورها به نام فعالیت صلح امیز هسته ای به تولید سلاح دست بزنند. به همین جهت من در صورت انتخاب به عنوان رئیس جمهور، قصد دارم 50 میلیون دلار از همان آغاز برای ایجاد یک بانک سوخت هسته ای تحت کنترل آژانس بین المللی انرژی اتمی اختصاص دهم و در جهت روزآمد کردن عهدنامه منع تکثیر سلاح های هسته ای گام بردارم. ما هم چنین باید قانونی را که من و سناتور ریچارد لوگار برای کمک به امریکا و متحدانش در متوقف ساختن قاچاق سلاح های کشتار جمعی و هسته ای در جهان به تصویب رساندیم به طور کامل به اجرا بگذاریم.
و بالاخره این که ما باید یک ائتلاف بین المللی قوی برای منع ایران از کسب سلاح هسته ای و از میان برداشتن برنامه سلاح هسته ای کره شمالی ایجاد کنیم. ایران و کره شمالی می توانند به تحریک مسابقه تسلیحاتی در سطح منطقه ای و انفجار خطرناک هسته ای در خاورمیانه و آسیای شرقی کمک کنند. در رویارویی با این تهدیدها، من گزینه نظامی را منتفی نمی دانم. اما رویکرد اولیه ما باید دیپلماسی محکم، مداوم و مستقیم باشد، چیزی که دولت بوش قادر و مایل به انجام آن نبوده است.
مبارزه با تروریسم جهانی
برای تجدید حیات رهبری امریکایی ما باید در جستجوی یک واکنش مؤثرتر جهانی در مقابل تروریسمی که در یازدهم سپتامبر به ما حمله ور شد باشیم. تنها در همین دهه اخیر، از بالی تا لندن، بغداد تا الجزیره، بمبئی تا مومباسا و مادرید ، تروریست ها با مدرنیته به مقابله پرداخته و با درآویختن به چهره خشنی از اسلام ده ها هزار انسان را از میان برده و مورد آزار و شکنجه قرار داده اند. از آنجا که این دشمن در سطح بین المللی اقدام می کند، ما نیز باید واکنشی در سطح بین المللی نشان دهیم.
ما باید دوباره توجه خود را به افغانستان و پاکستان_ کانون مبارزه ما با القاعده_ معطوف کنیم، زیرا ریشه تروریسم در این جا عمیق تر است. هنوز امید به پیروزی در افغانستان وجود دارد، تنها باید سریع و مصمم و سنجیده عمل کرد. استراتژی ما باید به گونه ای باشد که به تقویت نیروهای ما در افغانستان بینجامد و محدودیت هایی را که برخی از متحدان ناتو بر نیروهای خود وارد می کنند از میان بردارد. استراتژی ما هم چنین باید دیپلماسی مداوم برای ایزوله کردن طالبان و طرح های مؤثر در جهت توسعه و کمک رسانی به مناطقی که طالبان بیشترین نفوذ را در آنها دارد باشد.
من هم چنین بر سرکوب طالبان و تعقیب و دستگیری اسامه بن لادن و نیروهایش از سوی پاکستان و قطع رابطه آن کشور با تمام گروه های تروریستی تأکید دارم و در این راه همکاری با متحدان را ضروری می دانم. هم زمان، من تلاش خواهم کرد دیالوگ میان پاکستان و هند به منظور حل اختلافاتشان بر سر کشمیر و دیالوگ میان افغانستان و پاکستان برای حل تفاوت های تاریخی شان و مسئله منطقه مرزی پشتون، را تقویت کنم. اگر پاکستان بتواند با اطمینان بیشتری با هندوستان برقرار کند، احتمال آن کم خواهد بود که منافع خود را در همکاری با طالبان ببیند.
هر چند عملکردی قوی در آسیای جنوبی و مرکزی نقطه شروع ما است، اما تلاش هایمان باید از این گسترده تر باشد. هیچ فضای امنی برای کسانی که قصد کشتار امریکایی ها را دارند نباید وجود داشته باشد. برای به زانو درآوردن القاعده، من یک ارتش قرن بیست و یکمی و همکاری هایی قرن بیست و یکمی به قدرت اتحاد ضد کمونیست که منجر به پیروزی جنگ سرد شد و خطر آن را همه جا از جیبوتی تا قندهار از میان برد ایجاد خواهم کرد.
این جا در داخل امریکا، ما باید به تقویت امنیت داخلی و حفاظت از تأسیسات نظامی که تمام جهان بر آن تکیه دارد همت گماریم. ما می توانیم این مهم را با هزینه کردن دلارهای امنیتی برای جلوگیری از خطر به انجام برسانیم. و این از طریق اقداماتی مانند اختصاص منابع سرمایه گذاری بیشتر برای دفاع از مسیرهای ترانزیتی، پر کردن شکاف ها در امنیت هوایی از طریق بازرسی تمام محموله های مسافران هوایی، و چک کردن تمام مسافرین در یک سیستم بازرسی کامل امکان پذیر است.
برای توفیق در این کارها امنیت داخلی و اقدامات ضدتروریستی ما باید به واسطه یک اجتماع اطلاعاتی که به نحو مؤثری با تهدیدها مواجه شود همراه گردد. امروز، ما عمدتاً بر همان نهادها و عملکردهایی که پیش از یازده سپتامبر وجود داشت تکیه داریم. ما باید اصلاح سیستم اطلاعاتی را مورد بازبینی قرار دهیم.
برای مواجهه با دشمنانی که خود را با دوران سازگار می کنند نیاز به تکنولوژی ها و عملکردهایی داریم که ما را قادر به جمع آوری مؤثر اطلاعات و به اشتراک گذاشتن اطلاعات در درون آژانس های اطلاعاتی مان گرداند. ما باید بر دانش انسانی و به کار گرفتن نیروهای آموزش دیده و دیپلمات هایی که دانش تخصصی در زمینه های فرهنگی و زبان های بومی دارند سرمایه گذاری کنیم.
بالاخره این که، ما باید استراتژی جامعی برای نابود کردن تروریست های جهانی بیابیم. استراتژی ای که بر انواع گوناگون قدرت امریکایی تکیه داشته باشد ، و نه فقط قدرت نظامی. به قول یک فرمانده ارشد نظامی امریکایی، "هنگامی که مردم از احترام و امکانات برخوردارند، افراط گرایی جای ظهور و برخورداری از استقبال عمومی را از دست می دهد." به همین دلیل است که ما باید به کمک متحدین خود در تقویت کشورهای ضعیف و بازسازی کشورهایی که خود قادر به آن نیستند بکوشیم.
در جهان اسلام و فراتر از آن، مبارزه با رسولان ترور نمی تواند به سخنرانی پیرامون دموکراسی محدود می شود. ما باید دانش خود را از موقعیت ها و باورهایی که افراط گرایی را دامن می زنند بالا ببریم. بحث های گوناگونی در اسلام وجود دارد. برخی به آینده ای صلح آمیز، تفاهم و تساهل، توسعه و دموکراسی سازی باور دارند. برخی نیز از عدم تساهل و سرسختی در مقابل آزادی های فردی و جهان پیروی می کنند.
برای تقویت گروه های معتدل امریکا باید همتش را به گستراندن فرصت ها_ دسترسی به آموزش و مراقبت های بهداشتی، تجارت و سرمایه گذاری_ و حمایت مداوم از اصلاح طلبان سیاسی و جامعه مدنی که پیروزی ما را در جنگ سرد رقم زد، معطوف گرداند. باورهای ما بر امید متکی است؛ حال آن که تروریست ها بر ترس تکیه دارند. به همین دلیل است که ما قادر به پیروزی در این نبرد هستیم، و خواهیم شد.
بازسازی همکاری ها
به منظور تجدید حیات رهبری امریکایی، من قصد دارم ائتلاف ها و همکاری ها و نهادهایی را که می توانند با تهدیدهای مشترک رویاروی شوند و امنیت مشترک را گسترش دهند، بازسازی کنم. اگر بخواهیم با تهدید و ارعاب سایر کشورها این اصلاحات در ائتلاف ها و نهادها را ایجاد کنیم منزوی خواهیم شد. اصلاحات هنگامی تحقق می پذیرد که ما بتوانیم به دولت ها و مردم دیگر اطمینان دهیم که آنها نیز نقش شایسته ای در همکاری های مؤثر دارند.
ما غالبا پیامی مغایر با این به شرکای بین المللی خود فرستاده ایم. در مورد اروپا، ما به نظرات اروپایی ها در مورد منطق و ضرورت جنگ عراق اعتنایی نکردیم. در آسیا، ما به تلاش های کره جنوبی برای بهبود روابط با کره شمالی وقعی ننهادیم. در امریکای لاتین، از مکزیک گرفته تا آرژانتین، ما به دغدغه های مردم این کشورها درباره مهاجرت و برابری و رشد اقتصادی اهمیت چندانی ندادیم.
در افریقا، ما اجازه دادیم که نسل کشی در دارفور به مدت چهار سال ادامه یابد و به دعوت اتحادیه افریقا برای حمایت بیشتر از توقف کشتار توجه کافی نشان ندادیم. من پیوندهایمان را با متحدینمان در اروپا و آسیا بازسازی خواهم کرد و در تقویت همکاری ها در سراسر امریکا و افریقا خواهم کوشید. ناتو در پانزده سال گذشته قدم های مهمی در تغییر ساختارهای خود از شکل امنیتی به ائتلاف برای صلح برداشته است.
اما امروز، به قول سناتور لوگار "تفاوت فزاینده میان گسترش رسالت ناتو و ظرفیت های اندکش" به وجود آمده است. برای پر کردن چنین شکافی، من متحدین خود در ناتو را به فرستادن نیروهای بیشتر در عملیات امنیت مشترک و سرمایه گذاری بیشتر در بازسازی و تثبیت ظرفیت ها بسیج خواهم کرد.
ما باید هم زمان با تقویت ناتو، متحدین بیشتر در مناطق گوناگون جهان بیابیم. با خیزش چین و قدرت گرفتن بیشتر ژاپن و کره جنوبی، من تلاش خواهم کرد که شبکه روابط مؤثرتری در آسیا ایجاد کنم. ما به شالوده های ارتباطی فراگیرتری با کشورهای آسیای شرقی نیاز داریم که بتوانند رفاه و ثبات را در منطقه گسترش دهند و به مواجهه با تهدیدهای بین منطقه ای، از گروه های تروریستی گرفته تا آنفولانزای مرغی در اندونزی، یاری رسانند.
من هم چنین چین را تشویق خواهم کرد که به عنوان یک قدرت رو به رشد، نقش مسئولانه تری در برخورد با مسائل مشترک در قرن بیست و یکم ایفا کند. ما در جاهایی با چین رقابت و در جاهای دیگری همکاری می کنیم. وظیفه ما ایجاد روابطی است که همکاری را گسترش دهد، و هم زمان توانایی رقابت ما را بالا ببرد.
به علاوه، ما به همکاری مؤثر بر سر مسائل مهم جهانی در میان همه قدرت های بزرگ _ از جمله قدرت های تازه ای مانند برزیل، هند، نیجریه، و افریقای جنوبی_ نیاز داریم. ما باید به تمام این کشورها سهمی در برقراری نظم جهانی بدهیم. برای این منظور سازمان ملل نیز نیاز به اصلاحات دارد. عملکرد مدیریت دبیرخانه سازمان ملل ضعیف است. عملیات حفظ صلح نیز کارایی چندانی ندارد. شورای جدید حقوق بشر سازمان ملل هشت قطعنامه در محکومیت اسرائیل صادر کرده است اما حتی یک قطعنامه در محکومیت نسل کشی در دارفور یا نقض حقوق بشر در زیمبابوه صادر نکرده است. هیچ یک از این مشکلات بدون دخالت امریکا ممکن نیست.
اگر ما قصد داریم که تهدیدهایی را که از سوی انسان ها در این دوران سیاره مان را تهدید می کند از میان برداریم باید به تشکیل نهادهای قدرتمند و ائتلاف های محکم همت بگماریم. اگر تغییرات بنیادین انجام نگیرد سرزمین های ساحلی جهان با بالا آمدن سطح دریاها به زیر آب خواهند رفت. گرم شدن کره زمین و کاهش باران به کشاورزی آسیب خواهد رسانید و جنگ، قحطی، بیماری و فقر را افزایش خواهد داد. تا سال 2050 قحطی بیش از 250 میلیون انسان را در سراسر جهان آواره خواهد ساخت. و این به بی ثباتی کشورهای ثروتمند و مرفه نیز دامن خواهد زد.
امریکا به عنوان بزرگترین تولیدکننده گازهای گلخانه ای وظیفه دارد در راه برطرف کردن این مشکلات نیز پیشقدم باشد. در حالی که بسیاری از شرکای صنعتی ما به شدت تلاش می کنند تولید این گازها را کاهش دهند، ما هم چنان بر آن می افزاییم. اگر من به ریاست جمهوری برسم در راه کاهش این مشکلات گام برخواهم داشت. و در راه رها کردن امریکا از وابستگی به نفت خارجی تلاش خواهم کرد.
با استفاده بهینه از انرژی در اتومبیل ها، کارخانه ها و خانه ها و اتکای بیشتر بر منابع قابل تجدید برق به این مهم دست خواهیم یافت.
کنترل و چاره جویی برای این مسائل در داخل امریکا اولین قدم است. چین به زودی جای امریکا را به عنوان بزرگترین تولیدکننده گازهای گلخانه ای خواهد گرفت. توسعه انرژی سالم باید مهم ترین وجه تمرکز ما در روابط با کشورهای بزرگ اروپایی و آسیایی باشد.
من برای تکنولوژی سالم و کارآمد در داخل امریکا سرمایه گذاری خواهم کرد و از تمام امکانات و پیشرفت در عرصه صادرات برای کمک به سایر کشورها برای رها شدن از توسعه متکی بر انرژی کربنی استفاده خواهم کرد. ما باید از تمام کشورها بخواهیم که برای بهبود وضعیت جوی کره زمین به تعهدات قابل اجرا و تضمین شده پابند باشند_ به خصوص کشورهایی که بیشترین تولید گازهای مسموم را دارند مانند امریکا، چین، هند، اتحادیه اروپا، و روسیه. این چالشی عظیم است اما منافع بیشتری برای امریکا به همراه می اورد.
ایجاد جوامع امن و دموکرات
بالاخره، به منظور تجدید حیات رهبری امریکایی، من اگر رئیس جمهور بشوم بر بشریت همگانی و مشترک سرمایه گذاری خواهم کرد. دشمنان ما نباید تعیین کننده روابط بین المللی ما باشند. روابط ما باید بر اساس آنچه ما خود را متعهد به آن می دانیم شکل بگیرد. ما باید به همگان نشان دهیم که از این اندیشه دفاع می کنیم که کسانی که امروز در هراس و نقصان زندگی می کنند فردا باید از احترام و فرصت برخوردار باشند. امروز مردم جهان شعار آزادی را (از سوی امریکا) بسیار می شنوند. اما نکته غم انگیز این است که آنها آن را با جنگ، شکنجه و اعمال زور برای تغییر رژیم ها تداعی می کنند.
برای ساختن جهانی بهتر و آزادتر ما باید به گونه ای رفتار کنیم که بازتابنده وقار و رویاهای امریکایی باشد. این به معنای پایان بخشیدن به انتقال شبانه اسیرانی برای شکنجه شدن به کشورهای دور، بازداشت هزاران نفر بدون تفهیم اتهام و محاکمه، و یا برپا داشتن شبکه ای از زندان های مخفی که انسان ها را به شکلی فراقانونی زندانی می کنند، می باشد.
همه شهروندان در همه جا باید بتوانند رهبران خود را در شرایطی رها از ترس و دلهره انتخاب کنند. امریکا باید به تقویت ستون های یک جامعه عدالت محور پابند بماند. ما باید به ایجاد نهادهای پاسخگویی که خدمات و امکانات ارائه می دهند همت گماریم مانند نهادهای قانونگذاری قوی، دادگاه های مستقل ، نیروهای پلیس صادق، مطبوعات آزاد، و جوامع مدنی پرتحرک. در کشورهای آسیب دیده از جنگ و فقر، شهروندان آزادی بدون کمبود می خواهند. و از آنجایی که کشورهای فقیر و دولت های ضعیف بستر مناسبی برای رشد بیماری، تروریسم، و درگیری فراهم می کنند، به نفع امنیت ملی امریکا است که در جهت کاهش فقر در سراسر جهان و پیوستن به کشورهای دیگر در سهیم کردن ثروت های خود با نیازمندان سراسر جهان قدم بردارد.
ما باید برای ایجاد دولت هایی توانمند و دموکراتیک که قادر به تضمین بهداشت و آموزش، توسعه بازار کار و تولید ثروت باشند تلاش کنیم. چنین دولت هایی هم چنین ظرفیت بیشتری برای مبارزه با تروریسم، گسترش سلاح های کشتار جمعی، و بیماری های مهلکی چون ایدز و مالاریا خواهند داشت.
اگر من رئیس جمهور شوم ، سرمایه گذاری به منظور رویارویی با این چالش ها را دو برابر خواهم کرد، و آن را تا 50 میلیارد دلار تا سال 2012 افزایش خواهم داد.... من حمایت امریکا را برای اصلاحات و مبارزه با فسادی که جوامع را از درون نابود می کند دو برابر خواهم کرد. این همه اهداف نیز نه از موضع "حمایت از بالا" بلکه از موضع یک شریک و همکار خواهد بود_ شریک و همکاری که به نقص ها و کمبودهای خود نیز آگاه است.
دلایل اخلاقی و امنیتی فراوانی برای تجدید حیات رهبری امریکایی که به برابری واقعی که شایسته همه انسان ها است وجود دارد. ...
بازگشت اعتماد امریکا
روزولت در رویارویی با چالش هیتلر گفت که قدرت ما "در جهت حمایت از نیک و مبارزه با شر به جریان خواهد افتاد. ما امریکایی ها ویرانگر نیستیم. ما سازنده ایم." اکنون زمان آن است که رئیس جمهوری سر کار بیاید که اتفاق نظر میان همگان در داخل امریکا برای بازگشتن به چنین مسیری به وجود آورد.
در نهایت، تا وقتی مردم امریکا درک و احساس نکنند که سهمی در سیاست خارجی دارند و تا وقتی آنها به دولتشان در رسیدگی به دغدغه هایشان اعتماد نکنند، این سیاست خارجی توفیق نخواهد یافت. اگر ما نتوانیم برای مردم خود امنیت و فرصت فراهم کنیم، نخواهیم توانست کمک های خارجی خود را نیز افزایش دهیم.
اگر ما نتوانیم به کارگران امریکایی که در اقتصاد جهانی موقعیتی متزلزل و نابسامان دارند کمک مؤثری بکنیم، نخواهیم توانست به روند توسعه در کشورهای فقیر نیز یاری رسانیم. اگر مردم امریکا نخواهند برای افزایش دمای جو زمین و یا کاهش وابستگی به سوخت فسیلی راه های نو بیابند و صرفه جویی کنند، نخواهیم توانست در این امر مهم در سراسر جهان منشأ اثر باشیم. ما نمی توانیم از سربازان زن و مرد امریکایی انتظار داشته باشیم که در راهی پرخطر و پرهزینه قدم بگذارند، بدون این که به آنان اطمینان دهیم که بخردانه و سنجیده از قدرت خود استفاده می کنیم.
اگر رئیس جمهور آینده بتواند اعتماد مردم امریکا را دوباره به دست آورد، اگر آنها بدانند که او صادقانه به نفع آنها عمل خواهد کرد، و به مسئولیتهای خود با خرد و احتیاط و میزانی از فروتنی پابند خواهد بود، آنگاه به نظر من دوباره از رهبری امریکا استقبال خواهند کرد.
اکنون وقت آن است که نسلی جدید برای نسل های بعدی داستان بزرگ دیگری را آغاز کند. اگر ما با شجاعت و دوراندیشی گام برداریم، قادر خواهیم بود به نوه ها و نتیجه های خود بگوییم که ما به صلح در خاورمیانه کمک کردیم. ما توانستیم با خطر جوی فزاینده رودررو درآییم و از سلاح های خطرناکی که بشریت را تهدید می کرد حفاظت کنیم. ما توانستیم تروریست های بین المللی را نابود کنیم و رفاه و آسایش را به گوشه گوشه جهان بازگردانیم. ما توانستیم رویای امریکایی را که مسافران خسته اما امیدوار از سراسر جهان برای یافتن آزادی و فرصت قرن ها پیش در سر پرورده بودند دوباره احیا کنیم.
مترجم : شبنم پناهی به نقل از دیپلماسی ایرانی
نوشته شده توسط دکتر علیرضا رضائی
در | لینک ثابت
•

