تبليغاتX
دانش سیاست و روابط بین الملل - ایجاد موازنه در مقابل آمریکا: جهان پسا آمریکایی

ایجاد موازنه در مقابل آمریکا: جهان پسا آمریکایی

فرید  زکریا، نیوزویک   

اين فقط تقصير بوش نيست كه آمريكا از دنيای جديد مي‏ترسد و هيچ راهي براي دوباره به وجود آوردن "يك ابر-ابرقدرت" وجود ندارد.

 در دهه گذشته آمريكا از همه جهان بيگانه شده است. ما همه ساله نظرسنجی‏هايي را مي‏بينيم كه با اعداد و ارقام خود اين واقعيت را نشان مي‏دهند. اما چيزي كه آمريكايي‏ها و جهان بر سر آن توافق دارند اين است كه اين مشكلات با آمدن بوش زيادتر شده است. نکته ای كه سياستمداران، تاجران و متفكرين آسيايي و اروپايي نيز به آن اذعان دارند. يكي از اين روشنفكران به من مي گفت: من از آمريكا نفرت ندارم، اما از بوش متنفرم.  وقتی او برود روز ديگری آغاز خواهد شد".

اما آيا اين اتفاق خواهد افتاد؟ با آمدن رئيس جمهور جديد  اين سوال در عرض يك سال به آزمون گذاشته خواهد شد. از جهتی به نظر می رسدکه سیاست خارجی آمریکا در هفت سال گذشته باعث بروز این مخالفت‏ها شده است. چیزی که کمتر مشخص است این است که آیا سیاست‏های بوش باعث این مخالفت‏ها شده یا چیز دیگری در آن موثر بوده است؟

بخشی از این مخالفت جهانی مربوط به نگاه تاریخی  مردم جهان علیه سلطه آمریکایی است. دلیل این حرف این است که  وزیر خارجه فرانسه لفظ "ابر- ابرقدرت" را برای آمریکا در زمان بیل کلینتون استفاده کرد نه در زمان بوش.

بعد از حملات 11 سپتامبر آمریکا همواره احساس وحشت کرده و به دنبال فضای بیشتر برای قدرت مانور بیشتر بوده است. در حالی که آمریکایی‏ها شاهد یک رویکرد دفاعی بودند مردم جهان قدرت‏مند ترین ملت جهان را در حالی می‏دیدند که مانند حیوانی در قفس به هر کس که از بیرون قفس رد می‏شود چنگ می‏اندازد.

 علت مرکزی این رفتار، وحشت است. آمریکایی ها از این دنیای جدیدی که دراطرافشان به وجود آمده بود می‏ترسند. وقتی چنین جو وحشتی مقامات سیاسی آمریکا را احاطه می‏کند چنین رفتار‏هایی هم از آن‏ها سر خواهد زد.

 مساله دیگری که در همین حال در جریان بود، این بود که جمهوری خواهان به دنبال این بودند تا با دامن زدن به وحشت امکان بیشتری برای تحرکات تندتر و قوی‏تر ایجاد کنند. دموکرات‏ها در این ایجاد ترس کمتر موثر بودند و در برخی موارد اصلا جرات نمی‏کردند که با این وحشت مقابله کنند. حال فرض کنید این کاندیدا‏ها جایگزین بوش بشوند. رودولف جیلیانی در سخنرای‏های تبلیغاتی خود بار‏ها تکرار کرده است که " ما با دشمنی روبرو هستیم که علیه ما در همه جای جهان در حال نقشه کشیدن است تا به این جا بیاید و ما را بکشد. میت رامنی توضیح می دهد که "بعضی‏ها می‏گویند باید گوانتانامو را تعطیل کنیم. من معتقدم گوانتانامو را باید دو برابر کنیم. جان مک کین هم برخی اوقات موافق جنگ با ایران است. جنگی که اگر اتفاق بیافتد سومین جنگ آمریکا با یک کشور مسلمان در هفت سال گذشته خواهد بود.

از سال 2001 یک آمریکا با حمایت هر دو حزب به دو کشور حمله کرده است و نیرو‏هایش را در سراسر جهان از سومالی تا فیلیپین پخش کرده است تا با شبه نظامیان مسلمان بجنگد. بخش دفاع آمریکا 187 میلیارد دلار معادل بودجه نظامی چهار کشور چین، روسیه، هند و بریتانیا هزینه کرده‏است. بخش امنیت داخلی را راه اندازی کردند که امروزه سالی 40 میلیارد دلار هزینه دارد. جیلیانی چگونه می‏خواهد با رویکرد حمله ادامه دهد؟ و به چند کشور دیگر حمله کند؟

برای این که آمریکا بتواند جایگاه خود را دوباره در جهان بازسازی کند نیاز دارد که آرامش را به کشور بازگرداند. بیشتر دولت‏های بزرگ با این امر موافق هستند و در بدترین حالت نسبت به این قضیه بی طرف هستند. چالش‏های آمریکا سازمان‏های کوچک و بی-چهره تروریستی و چند کشور کمونیست هستند. این کوچک جلوه دادن چالش‏ها نیست.عدم تقارن‏های قدرت امروز به این معنی است که گروه‏های کوچک می‏توانند خطر‏های بزرگ ایجاد کنند.

وقتی بوش برنامه هسته‏ای ایران را به عنوان راهی به سوی جنگ جهانی سوم می‏خواند هر کسی که بداند تولید ناخالص داخلی این کشور یک شصت و هشتم آمریکاست و هزینه‏ی نظامی آن‏ها یک صدم بودجه پنتاگون است تعجب می‏کند. چالش واقعی این است که رقبای آمریکا بازندگان فرایند جهانی‏شدن نیستند بلکه برندگان آن هستند و از بمب‏های دیروزی نباید بترسیم بلکه کارخانه‏های آینده هستندکه خطرناکند. پروژه بسیار مهم رئیس جمهور بعدی این است که تمرکز سیاست خارجی را از خاورمیانه به سوی خاور دور تغییر دهد. وقتی تاریخ دوره‏ی ما نوشته شود موضوعات بسیار مهم‏تری از جنگ در لبنان و تنش‏های مربوط به ایران مورد توجه قرار خواهد گرفت. بحث از ظهور چین و هند و اینکه چگونه آن‏ها جهان را دگرگون کردند خواهد بود.

این تغییر قدرت تاثیرات گسترده و آرامی در سراسر این سیاره به وجود خواهد آورد. رشد جهانی معجزه‏ای است که همگان آن را مشاهده خواهند کرد. البته هنوز هم پیچیدگی‏های عظیمی وجود دارد.این پیشرفت‏ها نیازمند مواد اولیه و انرژی هستند و کشور‏هایی که این منابع را دارند مثل ایران، روسیه، ونزوئلا و عربستان سعودی - قدرت بسیار بالایی در تعیین قواعد بازار وتجارت خواهند داشت. همچنین سرمایه‏داری جهانی باعث شده است که حرکات‏های ضد سرمایه‏داری و جنبش‏های حامی محیط زیست در مقیاسی عظیم به وجود بیایند و این مشکلات نیز با تغییرات آب و هوا، بارندگی‏ها و اقلیم‏ها تشدید شده‏اند و کمبود آب، گندم و غلات دیگر باعث حرکت جمعیت‏های عظیم به دنبال زمین امن و حاصلخیز می‏شود.

راهی برای خاموش کردن رشد جهانی وجود ندارد. و کسی هم نباید به دنبال آن بگردد.هر گسترش سرمایه‏داری جهانی در گذشته به یک موفقیت بزرگ‏تر منجرشده است. اما این یک فرآیند پیچیده و عظیم است که نیازمند توجه و دقت بسیار زیاد است. وقتی که همه ملت‏ها از چین تا شیلی به دنبال بردن این بازی هستند. دولت آمریکا همه تلاش خود را معطوف به چالش-ها و فرصت‏های حال حاضر کرده است و نقشی در برنامه‏ریزی علیه این چالش‏ها ندارد.

جهان جدیدی که وارد آن می‏شویم راه حل‏های جدیدی برای مسائلش نیاز دارد. امروز بازیگران عرصه جهانی بسیار بیشتر از آن هستند که ساختار‏های قدیمی در مورد آن ها جواب بدهند. آسیا در حال پیشرفت است. اما نه فقط آسیا. فعالیت اقتصادی و ثبات سیاسی در آمریکای لاتین و حتی آفریقا در حال رشد است. بازیگران غیر دولتی روز به روز قدرت مند‏تر می‏شوند.منابع رسانه‏ای جدید مثل الجزیره و ان دی تی وی هند گزارش‏های متفاوت و متضادی از وقایع ارائه می‏دهند. پس، به دنیای پسا آمریکایی خوش آمدید.

 

نوشته شده توسط دکتر علیرضا رضائی در |  لینک ثابت   •