بازخوانی تئوریهای روابط بینالملل در ایران

اگرچه حوزه مطالعاتی روابط بین الملل به عنوان موضوع و رشتهای جهانی تلقی میشود، اما واقعیتهای موجود ایران نشان میدهد كه پویایی، تحول و بهكارگیری این حوزه دانشگاهی در ایران در مقایسه با قالبهای تحلیلی جهان در شرایط كودكی قرار دارد. میزان نوآوری در آن بسیار محدود است. از سوی دیگر هیچگونه تلاش واقعی برای كاربردیسازی تئوریهای روابط بینالملل با واقعیتهای محیط ملی و منطقهای انجام نمیشود.
حوزه نظریهپردازی آن در عرصههای دانشگاهی با ركود همراه است. اگرچه نشریات مختلفی اجازه انتشار میگیرند. اما هیچ یك از آنان تمایلی به ایجاد مناظره تئوریك در حوزه روابط بینالملل ندارند. این امر، عقبافتادگی محیطهای دانشگاهی در حوزه نظریهپردازی روابط بینالملل در ایران را نشان میدهد.
در چنین شرایطی، مباحث ارایهشده در دانشگاهها «فاقد ماهیت كاربردی» است. تئوریهای روابط بینالملل صرفا در چارچوب مفاهیمی مورد توجه قرار میگیرند كه در نسل دوم مناظره نظریهپردازان این حوزه دانشگاهی مطرح شده بود. در چنین شرایطی تعداد محدودی از آثار و مفاهیم جدید روابط بینالملل به فارسی ترجمه شده یا اینكه در تالیف محققین ایرانی مورد استفاده واقع شده است. این امر نشان میدهد كه راه طولانی در روند نظریهپردازی روابط بینالملل وجود دارد.
در بین آثار منتشرشده جدید كه تبیینكننده رهیافتهای سنتی، مدرن و فرامدرن در نظریهپردازی روابط بینالملل میباشد، میتوان به كتاب «تحول در نظریههای روابط بینالملل» اشاره داشت. این كتاب توسط دكتر حمیرا مشیرزاده تالیف گردیده است. تسلط نامبرده به زبان انگلیسی، درك دقیقتری از مفاهیم روابط بینالملل را در این كتاب به وجود آورده و زمینه انتقال بخشی از ادبیات روابط بینالملل بعد از دهه 1990 را امكانپذیر ساخته است.
مقدمه این كتاب در باب «تكثر نظری در روابط بینالملل» است.این امر بر ضرورت توجه دقیقتر نسبت به درك فضای تفسیری موضوعات روابط بینالملل تاكید داشته است. به عبارت دیگر در این بخش تلاش میشود تا «قالبهای شناختی» با موضوعات واقعی و عینی روابط بینالملل پیوند یابد.
این امر براساس پیوند نشانههای عینی و شاخصهای ادراكی پژوهشگران مورد تحلیل قرارگرفته است. موضوع فرانظریه در روابط بینالملل براساس قالبهای هستیشناختی بیان شده است. این امر را میتوان مرجع عینی و ادراكی شكلگیری هر گفتمان یا فرانظریه در حوزه روابط بینالملل دانست.
مباحث و موضوعات مطرح شده
كتاب تحول در نظریههای روابط بینالملل را میتوان به عنوان یكی از آثاری دانست كه حوزههای لیبرالیسم، واقعگرایی، مكتب انگلیس، نظریه نظام جهانی، نظریه انتقادی، نظریات فراتجددگرایی، فمنیسم و سازهانگاری را در برگرفته است. هر یك از نظریههای یادشده براساس قالبهای ادراكی مولف تنظیم گردیده است. بنابراین تلاش همهجانبهای انجام گرفته كه زمینههای تفكیك رهیافتهای تئوریك در درون هر مكتب و در مقایسه با سایر تئوریهای روابط بینالملل مورد شناسایی قرار گیرد.
ویژگی اصلی این كتاب در مقایسه با سایر كتابهایی كه نظریات روابط بینالملل را تبیین كردهاند را میتوان توجه به موضوعات هستیشناختی، معرفتشناختی و شناختشناسی هر یك از مكاتب دانست. این الگو در كتاب «نظریه اجتماعی سیاست بینالملل» نوشته الكساندر ونت نیز ملاحظه میشود.
تاكید بر چنین نشانههایی، مشكلاتی را برای دانشجویان روابط بینالملل بهوجود میآورد، زمانی كه دانشجویان و پژوهشگران دانشگاهی با تئوری و ادبیات تئوریك محدودی روبهرو شوند، طبعا درك و هضم مباحث شناختشناسانه كار دشواری خواهد بود. به عبارت دیگر میتوان به این جمعبندی رسید كه در آثار نویسندگان و مترجمین ایرانی روابط بینالملل به موضوعات شناختی و معرفتی توجه كمتری شده است. این امر منجر به ادراك نسبتا سطحی از نظریات روابط بینالملل در حوزههای دانشجویی شده است.
اگرچه پژوهشگران ایرانی روابط بینالملل در محیطی زندگی میكنند كه نشانههای دائمی از بحران و ناپایداری سیاسی – امنیتی وجود دارد، اما آنان هیچ تجربهای از الگوسازی مدیریت بحرانها براساس نظریات روابط بینالملل ندارند. تحلیل موضوعات امنیتی ایران و كشورهای منطقه در فضای سادهسازی قرار میگیرند. مقامات اجرایی نیز ترجیح میدهند تا از ادبیات و مفاهیم بسیار عمومی استفاده نمایند.
فقر تئوریك روابط بینالملل در ایران آثار خود را در ادبیات سیاسی مقامات اجرایی بجا گذاشته است. طی سالهای گذشته همواره از ادبیات و مفاهیم ساده شده و كوچهبازاری برای تبیین مسائل بنیادین امنیت ملی ایران استفاده میشود. چنین نشانههایی را میتوان در نامهها، مصاحبهها و عبارتها مورد استفاده توسط مسوولین اجرایی در مهرماه 1387 مورد ملاحظه قرار داد. این امر نشان میدهد كه ادبیات سیاسی مدیران و مقامات اجرایی با رهیافتها و نظریات روابط بینالملل پیوند چندانی پیدا نكرده است.
روششناسی و مفهومبندی
دلایل این امر را میتوان براساس عدم توسعه ادبیات روابط بینالملل دانست. فضای ادراك علمی در حوزه روابط و سیاست بینالملل نیز فاقد هرگونه آمادگی برای تولید، بهرهگیری و بازسازی نظریات و رهیافتهای ارائه شده میباشد. در چنین شرایطی، انتشار كتابهایی كه دارای قالبهای روششناسی، مفاهیم هستیشناختی و ادبیات معرفتشناسانه میباشد، كمتر مورد پذیرش تحلیلی و توجه قرار میگیرد. هرچند كه این امر میتواند تا حدی خلأ مربوط به قالبهای بنیادین در روابط بینالملل را بازسازی و ترمیم كند، اما در عین حال امكان پذیرش سریع و نهادینهسازی مفاهیم در ذهن و ادراك را دشوار میسازد.
مقدمه كتاب تحول در نظریههای روابط بینالملل، تكلیف دانشجویان و پژوهشگران این حوزه را با واقعیتهای مفهومی ادبیات جدید در حوزه روابط و سیاست بینالملل مشخص و روشن میسازد. نویسنده كتاب تلاش دارد تا این نكته را برای پژوهشگران مشخص سازد كه درك تئوری روابط بینالملل بدون درك قالبهای مفهومی و زیرساختهای شناختی تئوریك امكانپذیر نمیباشد.
طرح مباحثی از مناظره سوم نظریهپردازان روابط بینالملل را باید براساس چنین ضرورتی مورد توجه قرار داد. مناظره میان نو واقعگرایی و منتقدان پسا اثباتگرایی شامل نظریههای انتقادی، جامعهشناختی، پساتجددگرایی و فمنیسم بر این اساس انجام گرفته است.
از سوی دیگر مناظره چهارم روابط بینالملل ماهیت كاملا فلسفی دارد. بنابراین موضوعاتی همانند اجتماعی بودن واقعیت، نقش معنا، گفتمان، زبان و رویههای انسانی در روابط بینالملل از اهمیت ویژهای برخوردار میشود. موضوع قیاسپذیری و همچنین قیاسناپذیری قالبهای تئوریك با واقعیتهای روابط بینالملل براساس چنین نظریاتی تحلیل میشود.
با فلسفی شدن مباحث تئوریك، تمایل دانشپژوهان ایرانی به بازكاوی موضوعات تئوریك روابط بینالملل باز هم كاهش مییابد. پیوند موضوعات جدید روابط بینالملل با مباحث گفتمان و زبانشناسی، مشكلات نهادینهسازی این نظریات در قالبهای تحلیلی را مشكلتر میسازد. در حالی كه جامعه ایرانی هنوز در اوایل راه مربوط به درك تئوریهای روابط بینالملل میباشد، اما با طرح موضوعات فلسفی كه مربوط به قالبهای مفهومی و گفتمانی مناظره چهارم نظریهپردازان روابط بینالملل میباشد، بسیاری از چالشهای حوزه امنیت ملی ایران در عرصه سیاست خارجی و سیاست بینالملل باقی مانده است.
كاربرد مفهومی و تئوریك
در عین حال دانشجویان روابط بینالملل برای ارتقای قابلیت علمی خود از طریق مراجعه به كتاب تحول در نظریههای روابط بینالملل میتوانند به فیشهای متعددی دست یابند كه امكان تبیین موضوعات را بر مبنای مفاهیم جدید فراهم میسازد. وقتی كه نظریهای بررسی میشود، آثار بسیاری از تحلیلگران روابط بینالملل كه در مقالات آنان درج گردیده است در لابهلای سطور این كتاب قابل رویت میباشد. حجم دادههای استنادی در هر موضوع و تئوری بهگونهای زیاد است كه میتواند پژوهشگر و دانشجوی ایرانی را برای درك مفاهیم اصلی هر تئوری یاری نماید. تقسیمبندیهای درونی هر مكتب روابط بینالملل نیز براساس ساختار و اجزای هر تئوری تنظیم گردیده است.
انتشار این كتاب بسیاری از محدودیتهای تئوریك در روابط بینالملل را ترمیم مینماید. اطلاعات بیشتری را برای دانشجویان فراهم میسازد، اما این كتاب به تنهایی نمیتواند خلأ گسترده تئوریهای روابط بینالملل را در ایران بازسازی و ترمیم نماید. بنابراین باید مترجمین این حوزه همانند آقایان دكتر علیرضا طیب، دكتر وحید بزرگی و مؤلفین همانند دكتر حسین سلیمی تلاش خود را برای انعكاس قالبهای تئوریك روابط بینالملل در ایران فراهم سازند. در چنین شرایطی است كه اقبال بیشتری برای مطالعه موضوعات مربوط به حوزه امنیت ملی ایران در عرصههای بینالمللی ایجاد خواهد شد.
طبعا نسل اولیه انتشار تئوری روابط بینالملل در ایران همانند دكتر فاطمه قدیمیپور، مرحوم دكتر علیاكبر، مرحوم دكتر هوشنگ مقتدر و اساتید گرانقدری همانند دكتر عبدالعلی قوام، دكتر علیاصغر كاظمی، دكتر احمد نقیبزاده و دكتر حسین سیفزاده را میتوان آغازگران راهی دانست كه پژوهشگرانی همانند دكتر حمیرا مشیرزاده و كتاب ارزشمند او را وارد حوزه روابط بینالملل در ایران نموده است.
نیازهای آینده در تئوری و تحلیل روابط بینالملل
در عین حال باید تاكید داشت كه اساتید، نویسندگان و پژوهشگران روابط بینالملل در ایران بسیار محدود میباشند. هر یك از اساتید بعد از انتشار یك كتاب در حوزه روابط بینالملل، ارتباط خود را با موضوعات جدید كاهش میدهد و این امر سطح پیشرفت و ارتقای قابلیتهای ادراكی در حوزه روابط بینالملل را در حداقل خود قرار میدهد. جامعه ایرانی نیازمند آن است كه برای برخورد عینی با موضوعات سیاست بینالملل، فرایند ذیل را مورد توجه قرار دهند:
1- انتشار كتابهای تالیفی و ترجمه در حوزه روابط بینالملل میتواند ادبیات فراگیرتری را وارد عرصه آموزش و پژوهش كند.
2- موضوعاتی در كتابهای مورد نظر پژوهشگران وارد شود كه بتواند نیازهای اجرایی و كاربردی جامعه ایران را بازسازی نماید.
3- تبیین تئوری بدون توجه به چگونگی كاربرد آن در حل منازعات بین الملل نمیتواند نیازهای ملی و ساختاری را برطرف نماید. از این رو لازم است تا زمینههای بهكارگیری مدلهای كاربردی تئوریهای روابط بینالملل مورد استفاده قرار میگیرد.
نویسنده: دکتر ابراهیم متقی دانشار روابط بین الملل دانشگاه تهران به نقل از شهروند امروز

