تبليغاتX
دانش سیاست و روابط بین الملل - بررسی ابعاد بین‌المللی و حقوقی تجاوز اسرائیل به غزه و سناریوهای پیش رو

بررسی ابعاد بین‌المللی و حقوقی تجاوز اسرائیل به غزه و سناریوهای پیش رو

آقای دکتر زمانی‌نیا؛ ریاست محترم معاونت پژوهش‌های بین‌المللی در ابتدای جلسه به عرض خیر مقدم و تشکر از آقای دکتر روحانی، دکتر اختری، نماینده حماس و سخنرانان پانل پرداختند. سپس از جناب آقای دکتر حسن روحانی ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک دعوت شد تا سخنرانی افتتاحیه خود را ایراد کنند.
همچنین آقای صلاح زواوی سفیر فلسطین در تهران در بدو صحبت خود از جمهوری اسلامی به جهت موضع‌گیری ثابت خود نسبت به اسرائیل تشکر کرد که آن را متأثر از مکتب امام خمینی (ره) می‌دانست. او اظهار داشت که در فلسطین دو پروژه  بزرگ وجود دارد:
1. پروژه تشکیل اسرائیل: این پروژه ابعاد بزرگی دارد و برای شکست آن می‌بایست برنامه‌ای به همان بزرگی داشت. قهرمانی مردم غزه و حماس چیز جدیدی نیست. برای مبارزه به اقتصاد احتیاج داریم و هیچ اعتقادی بهتر از اسلام نیست.
صدای مقاومت باید بالاترین صدا باشد و برادران در غزه همین کار را کردند. ویتنام و الجزایر در حال مذاکره جنگیدند و پیروز شدند. ایران اسلامی نیز جنگید و پیروز شد. فلسطین نیز با جهاد و شهادت عجین شده است.
فتح در 1/1/65 به نام جهاد و شهادت قیام کرد تا فلسطین را آزاد کند. سفیر فلسطین اظهار داشت که حماس میخ دیگری را در تابوت اسرائیل کوبید. من دست و پای برادران مجاهدم که ما را در غزه سرافراز کردند، می‌بوسم. خداوند جمهوری اسلامی را به ما هدیه داد که به آزادی قدس ایمان دارد. بار مسئلة فلسطین بسیار سنگین است و نیازمند ایمان بزرگی است و جمهوری اسلامی این مسئله را به دوش کشید. مسئله حق و باطل است و حق باید همیشه پیروز باشد.

از دیگر سخنران این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای اختری، دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت بود. ایشان در ابتدا به جهت شهادت کودکان و زنان و مجاهدان و برادر سعید صیام، تسلیت و تعزیت گفت و به تبریک و تهنیت خود را جهت پیروزی مردم غزه و حامیان مقاومت بیان داشت. ایشان سپس در مورد مسئله فلسطین اظهار داشت: «این مسئله سابقه‌ای شصت ساله دارد و رد پای امپریالیسم شرق و غرب در آن عیان است.
انگیزة تأسیس حکومت جعلی اسرائیل، مقابله و نابودی اسلام بوده است. حضرت امام (ره) در اولین نامة خود در زمینه مسئله فلسطین به مقابله با اسلام هشدار دادند و صراحتاً از سال 42 به بعد به کاشت غدة سرطانی در قلب مسلمان‌ها اشاره داشتند که عامل تشتت و پراکندگی مسلمانان خواهد بود.
حکومت‌های معتدل عربی در مقابل کشورهای حامی مقاومت نظیر ایران و سوریه تشکیل شدند و حکومت‌های معتدل اسلامی به عنوان مثال در پاکستان روی کار آمدند که هدف عادی‌سازی روابط با اسرائیل را دنبال می‌کردند.
چون اسلام در بافت ساختار حکومتی در جمهوری اسلامی متبلور شده است؛ مناقشات اخیر را مناقشه بین ایران ـ امریکا و ایران ـ اسرائیل دانسته‌اند. پروژه‌های مختلفی برای نابودی مقاومت طراحی شد که می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: تدارکات تجاوز علیه حزب‌الله و حماس که همگی با شکست مواجه شدند. توان نظامی اسرائیل نتوانست مانع شکست نظامی و سیاسی او شود به طوری که حماس در اوج قدرت قرار گرفته است و احزاب درون اسرائیل نیز دچار اختلافات متعددی شده‌اند. همة این موارد از پیروزی ایران نیز حکایت دارد که شاهد تغییر لحن امریکا و اروپا نسبت به ایران نیز هستیم.
امروزه حتی صحبت از مذاکره با حماس است در حالی که چند سال پیش صحبت از عدم شناسایی حماس بود.
حجت‌الاسلام والمسلمین اختری در ادامه سخنان خود به سناریوهای پیش‌رو اشاره کردند:
«1. حسنی مبارک یکی از سناریوها را تحت عنوان «مصادرة پیروزی» در دستورکار قرار داده است تا دولت ابومازن بازسازی شود. امروزه حماس در هر انتخابی پیروز است. لذا مبارک و عربستان و اردن با پشتیبانی امریکا به فکر مصادرة پیروزی افتاده‌اند.
معتقدم حرکت حماس کمک‌های دولت‌های عربی از طریق ابومازن را نپذیرند. حامیان بازسازی می‌بایست با حماس مذاکره کنند. اردن و مصر امروزه دشمنی آشکاری با حماس دارند اما امت اسلامی طرفدار حماس است، بنابراین حماس باید از مصادرة پیروزی جلوگیری کند.
2. سناریوی دوم: استفاده از این پیروزی برای تفرقه‌افکنی میان مسلمانان؛ کشورهای عربی معتقدند تداوم حماس باعث ایجاد جمهوری اسلامی دیگر در میان اعراب می‌شود. بسیاری از مفتیان سنی و حتی هالیوود در راستای تفرقة میان شیعه و سنی تلاش می‌کنند. حماس می‌تواند در این راستا فعالیت کند و به وحدت شیعه و سنی نزدیک شویم».
ایشان همچنین پیشنهاد کردند که ایران و کشورهای عربی می‌توانند مسئله حق وتو و جایگاه کشورهای اسلامی در شورای امنیت دنبال کنند و این کار نتیجه خواهد داد. باید از موضع‌گیری سازمان ملل انتقاد و شکایت کرد. این تشکیلات نمی‌تواند به شیوة ذیل به کار خود ادامه دهد.
سپس دکتر ابواسامه عبدالمعطی نماینده حماس در تهران سخنان خود را آغاز کرد. او در ابتدا از جناب آقای دکتر روحانی، دکتر زمانی‌نیا، حجت‌الاسلام اختری  و حاضرین در جلسه تقدیر و تشکر کرد. سپس اظهار داشت:
اسرائیل در جنگ ویرانگر خود علیه غزه زلزله‌ای در منطقه ایجاد کرد و زنان و کودکان را شهید کرد، اما همة ویرانی‌ها بازسازی شده و مقاومت نیرومندتر از گذشته به حیات خود ادامه می‌دهد. مقاومت نیز زلزله‌ای نیز در مبانی و اصول دولت جعلی اسرائیل ایجاد کرد و در طرح شوم و شیطانی غرب به لحاظ امنیتی، سیاسی، اخلاقی و عقیدتی، ایجاد شکاف نمود.
رژیم صهیونیستی اهداف بزرگی ترسیم کرده بود، این مسئله فراتر از توقف شلیک راکت بود و از هشت ماه پیش برنامه‌ای برای اشغال کل غزه داشتند تا مقاومت را سرکوب و سران حماس را دستگیر و رؤیای ورود تانک‌های اسرائیل به غزه را محقق کنند و سپس طرح شوم امریکا در منطقه تثبیت شود و اسرائیل به مشروعیت دست یابد.
اسرائیل هفت تیپ نیروی زمینی و نیمی از مهمات خود را در جنگ علیه غزه به کار گرفت؛ آنها آمده بودند که «کار را تمام کنند». از سوی دیگر در صحبت‌ها تماماً از تسلیم حماس صحبت می‌شد. از بازگشایی معابر، شکستن تحریم‌ها و خروج نیروهای اسرائیل صحبت خاصی نبود.
اما حماس اعلام کرد که پاسخ خود را در جبهة جنگ اعلام خواهد کرد و به خوبی نیز نشان داد که اسرائیل دیگر اسطوره‌ای شکست‌ناپذیر نیست و به راحتی می‌توان بر آن پیروز شد. ما شاهد خیزش امت اسلامی و حمایت از مقاومت هستیم. نماینده حماس سپس چشم‌اندازی از وضعیت آینده ارائه داد که شامل موارد ذیل بود:
1. تقویت جایگاه مقاومت و پیشرفت آن به سمت رهبری ملت
2. مقاومت خواهد توانست دوستان و هم‌پیمانان جدیدی در ابعاد دولتی و مردمی به دست آورد.
3. تندروی و افراطی‌گری بیشتری در جامعة اسرائیل بروز خواهد کرد.
4. اعتماد به نفس مقاومت افزون‌تر شده است
5. رژیم صهیونیستی در راستای بازسازی غزه ایجاد ممانعت و اشکال خواهد کرد.»
سپس دکتر زمانی‌نیا ریاست محترم معاونت پژوهش‌های بین‌المللی با اشاره به سخنرانی نماینده حماس، اظهار داشتند که این سخنرانی بُعد بیشتری به تحلیل‌های ما خواهد داد.
دکتر علایی سخنران بعدی جلسه به بررسی ابعاد نظامی جنگ غزه پرداخت. به عقیده ایشان، «مهم‌ترین بُعد این جنگ، بُعد نظامی آن است و در بُعد نظامی پیروزی آشکارتری به دست آمد. ارتش اسرائیل برای تصرف منطقه 365 کیلومتری، برنامه‌ریزی دوهفته‌ای ارائه کرد و به واقع برنامه‌ریزی از یک سال قبل صورت گرفته بود. هدف این بود که فشار بیشتری بر مردم اعمال شود.
در مرحلة اول جنگ، تضعیف‌سازی با محاصره انجام شد. در مرحلة دوم از عملیات هوایی و دریایی استفاده شد تا تمام مراکز شناسایی شدة حماس نابود گردد. هواپیماها روزانه تا 120 سورتی پرواز انجام می‌دادند. در مرحلة سوم عملیات زمینی آغاز شد؛ این در حالی بود که غزه، منطقه‌ای محدود برای عملیات نظامی کلاسیک به شمار می‌رود.
ارتش اسرائیل برای تصرف منطقه، تمام قدرت زمینی خود را به کار گرفت و شش محور عملیاتی تعریف کرد.
نواز غزه پرتراکم‌ترین نقطه جمعیتی جهان است که در بخش عمدة آن عارضه‌ای (نظیر کوه) وجود ندارد. اسرائیل به دنبال ندادن تلفات بود و تجربة خود در لبنان را به کار گرفت.
نیروی مقاومت در تمامی ساختمان‌ها حضور داشت و تجهیزات سادة مقاومت مانع شناسایی آنها می‌شد. تونل‌های زیرزمینی نیز آنقدر ابتدایی بود که با بمباران از بین نمی‌رفتند. باید توجه داشت که زندگی در غزه از طریق تجارت در تونل‌ها می‌گذرد.
دکتر علایی درادامه اظهار داشت که اسرائیل تمام تجربیات خود در لبنان را در فلسطین به کار گرفت و آموزش‌های مجدد و تجهیز مجدد را انجام داد. بمب‌های فسفری توسط امریکا در اختیار اسرائیل قرار گرفته بود و در رده‌های نیروهای مسلح از افراد آموزش‌دیدة خاص جنگ‌های چریکی استفاده شد.
از سوی دیگر، حماس نیز به نوبة خود از تجربیات جنگ 33 روزه استفاده کرد. همة سران و فرماندهان حماس در منطقة محاصره شده بودند و از غزه خارج نشدند. دکتر علایی برنامه‌های حماس را در این جنگ به شرح ذیل فهرست کرد:
«1. تخلیة همه ساختمان‌های شناسایی‌شده توسط اسرائیل؛
2. تمام کادر حماس در نقاط از قبل تعیین‌شده مستقر شدند؛ [شهادت 50 نفر از کادر حماس]
3. حفظ صدا و سیمای الاقصی
4. برنامه‌ریزی جنگ شهری گسترده»
دکتر اردبیلی سخنران بعدی سمینار بودند که از منظر حقوقی به بررسی جنگ غزه پرداختند. به نظر ایشان، «بُعد حقوقی غزه نباید مغفول بماند. قبل از جنگ دوم جهانی، جامعه کشورها تلاش کرد با تأسیس نهادهایی، صلح و امنیت را در سراسر گیتی تضمین کند. سازمان ملل متحد از خاکستر جنگ بیرون آمد و نهادهایی وظیفة تأمین صلح و امنیت را برعهده گرفتند. به موجب منشور ملل متحد، تهدید و توسل به زور به گونه‌ای که صلح و امنیت را به خطر بیندازد، ممنوع اعلام شده است. توسل به زور که مفهوم گسترده‌تر از مفهوم جنگ است، در روابط بین دولت‌ها ممنوع گردیده است.
از سوی دیگر، حق ذاتی دولت‌ها در دفاع مشروع در منشور شناسایی شده است. اقدامات جمعی نیز از موارد دیگر استثنای توسل به زور است. همواره ادعا شده است که اسرائیل در دفاع از خود حق داشته است و توسل به زور، مشروعیت داشته است. این بار نیز تهاجم اسرائیل به عنوان دفاع مشروع اعلام شده است. اما باید به چند نکته توجه داشت:
1. طبق ماده 51 منشور، حمله به کشور است که او را مجاز می‌کند که با توسل به نیروهای خودی یا نیروهای بین‌المللی در برابر تجاوز مقاومت کند. اجماعی در مورد توسل به زور در میان حقوق‌دانان وجود نداشته است: تفسیر مضیق و موسع در برخی کشورها مطرح شده است، امریکا و اروپا تفسیر مضیق را می‌پذیرند. اما تفسیر موسع، توسل به زور را تنها در مباحث نظامی محدود نمی‌کند بلکه به مباحث اقتصادی تعمیم می‌دهد».
دکتر اردبیلی سپس به متجاوز بودن اسرائیل اشاره کرد: «اسرائیل خود متجاوز تلقی می‌شود پس نمی‌تواند به حق دفاع مشروع متوسل بشود. برای تحقق دفاع مشروع، ابتدا باید تجاوز یا تهاجمی صورت بگیرد. غزه جزء سرزمین‌های اشغالی محسوب می‌شود، پس اسرائیل همچنان در موقعیت متجاوز است.
اصل تناسب باید در دفاع مشروع رعایت شود. اما تهاجم اسرائیل تناسبی با پرتاب چند راکت نداشته است. در واقع، تجاوز و دفع مسلحانة تجاوز در حقوق بین‌الملل به عنوان آخرین دوا شناخته شده است. اسرائیل در جنگ شِش روزه نیز به حربة دفاع مشروع و حتی دفاع مشروع پیشگیرانه متوسل شد. دفاع مشروع پیشگیرانه از مادة 51 استنباط نمی‌شود اما چون دفاع مشروع قاعدة عرفی است؛ این سؤال مطرح بوده که آیا می‌توان دفاع مشروع پیشگیرانه را از این قاعدة عرفی استخراج کرد؟ در این مورد مناظرات تداوم دارد.
2. نقض گستردة حقوق بشردوستانه در مناطق تحت اشغال اسرائیل
در طول شصت سال اخیر، نهادهای بین‌المللی در خصوص نقض این حقوق همواره از طریق اعلامیه‌ها و قطعنامه‌ها هشدار داده‌اند. دولت اسرائیل یکی از ناقضان کنوانسیون‌های چهارگانه و پروتکل‌های آن است. مادة 13 پروتکل الحاقی دوم مقرر کرده است غیرنظامیان و شهروندان باید از خطرات کلی نسبت به عملیات‌های نظامی حمایت شوند. اصل تناسب و اصل احتیاط توسط اسرائیل رعایت نشده است. می‌بایست بین اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شویم. اما اسرائیل چنین اقدامی را انجام نداده است.
نقض حقوق بشردوستانه مسئولیت بین‌المللی برای اسرائیل ایجاد می‌کند. قرار است تحقیقات در خصوص قتل دو کودک در مدرسه سازمان ملل متحد (آنروا) برای اثبات جنایت جنگی انجام گیرد. دکتر اردبیلی در ادامه به اقدامات جامعه جهانی در این خصوص اشاره کرده است:
«1. خواست مجمع عمومی از شورا برای تشکیل هیئت حقیقت‌یاب؛
2. دولت‌های طرف کنوانسیون‌های چهارگانه می‌توانند جنایتکاران جنگی را به پای میز محاکمه فرا بخوانند (اصل صلاحیت جهانی)
3. دولت‌های دیگر نیز می‌توانند طالب استرداد جنایتکاران جنگی دستگیر شده شود.
در پایان دکتر سبحانی سفیر پیشین ایران در لبنان به ایراد سخنرانی پرداخت. ایشان ضمن بی‌نظیر خواندن جنایات اسرائیل در غزه، به چرایی آغاز جنگ اشاره کرد:
جنایت اسرائیل در غزه به لحاظ حجم و خشونت بی‌نظیر بود.
«چرایی آغاز جنگ»
1. غزه به خطر امنیتی جدی برای اسرائیل تبدیل شد.
2. حماس غزه را در اختیار گرفت و مثل دولتی مستقل با دنیا تعامل کرد. حماس هویت اسلامی ـ سیاسی و دموکراتیک خود را تثبیت کرد.
3. حماس با در اختیار داشتن غزه تلاش کرد تا جایگاه خود را در شرایط وحدت ملی تقویت کند.
به واقع جنگ با هدف تغییر معادله به نفع ابومازن و اسرائیل انجام شد.
از سوی دیگر، اسرائیل به پاسخی قاطع در قبال جنگ 33 روزه لبنان نیاز داشت؛ اسرائیل همچنین خطر ایران را یادآوری کرده و تلاش کرد تا به سیاست‌های دولت جدید امریکا تأثیر بگذارد؛ اسرائیل همچنین به دنبال حل مشکلات داخلی اسرائیل بود و جلوگیری از قاچاق و تولید سلاح را مدنظر قرار داده است.
آقای سبحانی اظهار داشت که پیروز جنگ، کسی است که جنگ را به صورت بهتری روایت کند. روایت جنگ در حال حاضر به عنوان اصلی‌ترین پروژة دو طرف تعریف شده است. حماس و اسرائیل هر دو ادعای پیروزی را مطرح می‌کنند. باید توجه داشت که احساس شکست در حال حاضر درخصوص این جنگ در اسرائیل وجود ندارد اما این احساس تداوم نخواهد داشت چرا که بسیج گستردة جهانی در راستای شکست اخلاقی اسرائیل وجود دارد.
ایشان سپس به سناریوهای پیش رو اشاره کرد:
«1. بی‌طرف ساختن روسیه؛
2. تنظیم روابط با عراق و کاهش نیروها
3. گفت‌وگو با ایران [ارائه مشوق و افزایش تحریم]
4. پیگیری طرح صلح فلسطینی‌ها
5. دور کردن ایران و سوریه از طریق روابط سوریه ـ اسرائیل با میانجیگری ترکیه
6. محدود کردن حزب‌الله با طرح اتحاد ملی و کشاندن لبنان به روندهای صلح»
1. اکنون وحدت فلسطینی به مهم‌ترین خواست مردمی تبدیل شده است و شاهد تغییر شرایط در نتیجة تلاش‌های بازسازی خواهیم بود. فرصتی در اختیار قرار گرفته است تا وحدت ملی تحقق یابد. فشارها بر حماس افزون می‌گردد و این جنبش بر دو راهی باقی ماندن در دولت یا تداوم مقاومت قرار خواهد گرفت. اشارة حماس به الگوی دولت اسلامی ترکیه نیز از تمایل حماس به تعامل حکایت دارد.
2. روند صلح: در نتیجة اجلاس آناپولیس، رویکرد جدیدی در منطقه ایجاد شد. برجستگی نقش منفی ایران و همگرایی عربی ـ غربی برای پیگیری صلح؛ تأکید ملک عبدالله بر طرح صلح عربی از تداوم تلاش برای صلح حکایت خواهد داشت. فعال‌سازی طرح صلح با تکیه بر وحدت فلسطینی نیز تسهیل خواهد شد.
3. سوریه: سوریه هم روند صلح را پیگیری کرده و هم حمایت نسبی از مقاومت خواهد داشت. سوریه برای فشار بر اسرائیل و امریکا بر روند صلح تکیه خواهد کرد.
4. حماس:
ـ حماس از مطالبات خود در قبال مصر و جهان عربی و اسرائیل کوتاه نخواهد آمد
ـ جایگاه حماس در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی تقویت خواهد شد.
ـ حماس هم می‌تواند مقاومت را حفظ کند و هم نقش بیشتری در دولت داشته باشد
ـ عملیات استشهادی همچنان مهم‌ترین ابزار مقاومت خواهد بود
ایران
* اسرائیل در جریان جنگ نوعی ایران‌ستیزی را ترویج می‌کرد. اشاره به قاچاق اسلحه از ایران به غزه
* ایران و دوستانش پس از 11 سپتامبر به مجموعه‌ای از مقاومت اما قابل گفت‌وگو تبدیل شدند و سنی‌های افراطی مورد هدف قرار گرفتند. اما اسرائیل سعی کرده است ایران را نوعی خطر جلوه دهد که نیازمند اقدام است. اسرائیلی‌ها و اعراب از رکود دیپلماسی ایران بهره برده‌اند.
ایران با پیروزی مقاومت و ایجاد فرصت برای گفت‌وگو می‌تواند از شرایط بهره گیرد البته به شروط ذیل:
1. همراهی ایران با شیوه‌های مقاومت؛
2. تبلیغ وحدت فلسطینی توسط ایران و همکاری با تلاش‌های منطقه‌ای جهت وحدت فلسطینی؛
3. طراحی ابتکار ایرانی برای وحدت فلسطینی؛
4. ایران باید اصل استمرار را در سیاست خارجی دنبال کند و منافع قبلی و بعدی خود را به هم پیوند دهد.
نوشته شده توسط دکتر علیرضا رضائی در |  لینک ثابت   •