دانش سیاست و روابط بین الملل
وبلاگ دکتر علیرضا رضائی
چینامریکا
انتخابات رياست جمهوري در آمريكا به پايان رسيده اما مردم جهان هنوز مشتاقانه اخباري را كه از اين گوشه جهان ميرسد دنبال ميكنند تا ببينند باراك اوباما چه كساني را وارد كابينهاش ميكند. بدون شك آنچه بيش از همه براي مردم آمريكا - و جهان - اهميت دارد انتخابهاي اوباما براي وزارتخانههاي خارجه، خزانهداري و دادگستري است.
با اين همه يكي از مهمترين پستها در دولت بعدي ايالات متحده، آنطور كه بايد، مورد توجه رسانهها قرار نگرفته است و البته احتمالا قرار نيست اوباما تا چند ماه آينده براي آن تصميمي بگيرد؛ منظورم سفير آمريكا در چين است.
نميخواهم حرفهاي تكراري بزنم. همه ميدانيم كه چين يك قدرت بزرگ در دنياي كنوني است و نماينده ما در اين كشور وظيفه سنگيني را برعهده دارد.
اما در حال حاضر ايالات متحده آمريكا به چين نياز دارد، آن هم نه مثل گذشته. چين كليد فرار آمريكا از بحران اقتصادي كنوني است. (بحراني كه روزبهروز گستردهتر ميشود.) پس سفير آمريكا در چين - منظورم همه كساني است كه رابطه با چين را سازمان ميدهند - بايد مطمئن شود كه پكن منافعش با ايالات متحده را در يك راستا ميبيند.
دو طرف بايد به اين نتيجه برسند كه منافع مشتركي دارند و در غير اين صورت اوضاع بد ميشود، خيلي بد.
همه موافقيم كه واشنگتن واقعا نياز دارد خود را از بحران كنوني اقتصادي خلاص كند تا كساد نسبي به ركود كامل منجر نشود. اقتصاددانان چپ و راست نيز همراي هستند كه ما براي خروج از بحران نيازمند محركهاي عظيم مالي هستيم و فعلا نميتوانيم نگران كسري بودجه باشيم. اما به هر حال بايد بدانيم كه به زودي كسري بودجه ايالات متحده آمريكا به يك تا 5/1 تريليون دلار خواهد رسيد 88 تا 11 درصد توليد ناخالص داخلي) و بالاخره كسي بايد قرضهاي دولت آمريكا را پرداخت كند. تنها كشوري كه اين ميزان پول را در اختيار دارد چين است.
در ماه سپتامبر چين ژاپن را پشت سر گذاشت و به بزرگترين وامدهنده به دولت آمريكا - يا طلبكار واشنگتن - مبدل شد. آمار دقيقي در كار نيست اما در واقع 10 درصد بدهيهاي آمريكا مربوط به جمهوري خلق چين است. چين بانكدار آمريكا است.
اما آيا چينيها اين نقش خود را ادامه ميدهند؟ آنها بدون شك ابزار اين كار را دارند. ذخيره ارزي چين در حال حاضر 2 تريليون دلار است. (مقايسه كنيد با ذخيره ارزي 73 ميليارد دلاري آمريكا.)
اما دولت چين نگران اين است كه اقتصاد خودش هم شديدا كند شود، چرا كه آمريكاييها و اروپاييها به خاطر اوضاع بد مالي واردات از چين را تقريبا متوقف كردهاند. پكن اميدوار است بتواند ميزان رشد اقتصادش را به كمك محركهاي مالي بين 6 تا 7 درصد نگاه دارد. (سال پيش اين رقم 12 درصد بود.)
حجم محركهاي اقتصادي كه دولت پكن هفتههاي پيش خبر آن را داد به 600 ميليارد دلار ميرسد. (حدود 15 درصد توليد ناخالص داخلي اين كشور) آنها بر اين مساله تمركز كردهاند كه در دوران بحران اقتصادي كسي از كار بيكار نشود تا مجبور نشوند با اعتصاب يا اعتراض دست و پنجه نرم كنند. پكن آماده است براي جلوگيري از شدت گرفتن بحران دهها ميليارد ديگر به اقتصاد خود تزريق كند.
در اين ميان ايالات متحده واقعا به پول دولت چين نياز دارد. پكن در حال حاضر بايد دو اقتصاد عظيم دنيا را نجات دهد؛ اقتصاد آمريكا و اقتصاد چين. اين ممكن است به مذاق چينيها خوش نيايد اما بهبود اوضاع اقتصادي آمريكا به نفع چين هم است. البته طبيعتا اولويت اول پكن نجات اقتصاد خودشان است.
جوزف استيگليتز، برنده نوبل اقتصاد در سال 2001 ميگويد: <مردم هميشه ميگويند كه چين و آمريكا به يك نسبت به هم وابستهاند.
اما اين ديگر درست نيست. چين از دو راه ميتواند به رشد اقتصادياش ادامه دهد. اولي سرمايهگذاري بر بازار آمريكا است، و راه ديگر سرمايهگذاري بر بازار خودش است. مردم چين حالا بيشتر از گذشته جنس ميخرند. ما اين گزينهها را نداريم. پس ما به چين وابستهايم.>
نيل فرگوسن در كتاب اخيرش <صعود پول> تولد يك كشور جديد را پس از جنگ سرد شرح ميدهد. او آن را <چينامريكا> ميخواند. چينامريكا حدود 10 درصد خشكيهاي زمين را در اختيار دارد، يك چهارم جمعيت جهان در چينامريكا زندگي ميكنند و نيمي از رشد اقتصادي جهاني در طول هشت سال گذشته در اختيار آنها بوده است.
او مينويسد: <اول به نظر ميرسيد طرفين اين ازدواج كاملا راضي هستند. چينامريكاي شرقي پسانداز ميكرد و چينامريكاي غربي خرج ميكرد. چينامريكاي شرقي رشد كرد و چينامريكاي غربي تورمش را در حد پاييني نگاه داشت.>
فرگوسن هم مثل استيگليتز معتقد است چينيها دو گزينه پيشرو دارند: <آنها تلاش خواهند كرد كه بازار آمريكا را براي خود شكوفا نگاه دارند اما وقتي ببينند اين جواب نميدهد مجبورند نقشه دوم را اجرا كنند. نقشه دوم تمركز بر بازارهاي خود چين است.>
فرگوسن ادامه ميدهد: <سوال اصلي اين است كه آيا بحران كنوني اجازه ميدهد چينامريكا زنده بماند يا اين كشور از هم خواهد پاشيد. اگر چينامريكا نابود شود، بايد با جهاني شدن خداحافظي كنيد.>
در طول سالهاي اخير مهمترين سفارتخانه ايالات متحده در بغداد بود. اما در طول دهه بعدي بدون شك سفارت ايالات متحده در پكن مهمترين سفارتخانه آمريكا خواهد بود. ترديد نكنيد.
* فريد زكريا سرپرست بخش بينالمللي هفتهنامه آمريكايي نيوزويك است. او در هندوستان و در خانوادهاي مسلمان زاده شد. پدرش رفيق زكريا سياستمداري برجسته بود و مادرش فاطيما ويژهنامه روزهاي يكشنبه تايمز آو اينديا را سردبيري ميكرد.
زكريا دكتري علوم سياسياش را از دانشگاه هاروارد و زير نظر ساموئل هانتينگتون دريافت كرد. نشريه اسكواير در سال 1999 نام او را در فهرست 21 شخصيت مهم قرن بيستويكم قرار داد. از زكريا كتاب <آينده آزادي: اولويت ليبراليسم بر دموكراسي> در ايران ترجمه شده است. او در انتخابات رياستجمهوري اخير آمريكا از باراك اوباما، نامزد حزب دموكرات حمايت كرد.
نویسنده: فرید زکریا مترجم : کاوه شجاعی به نقل از روزنامه اعتماد ملی
نميخواهم حرفهاي تكراري بزنم. همه ميدانيم كه چين يك قدرت بزرگ در دنياي كنوني است و نماينده ما در اين كشور وظيفه سنگيني را برعهده دارد.
اما در حال حاضر ايالات متحده آمريكا به چين نياز دارد، آن هم نه مثل گذشته. چين كليد فرار آمريكا از بحران اقتصادي كنوني است. (بحراني كه روزبهروز گستردهتر ميشود.) پس سفير آمريكا در چين - منظورم همه كساني است كه رابطه با چين را سازمان ميدهند - بايد مطمئن شود كه پكن منافعش با ايالات متحده را در يك راستا ميبيند.
دو طرف بايد به اين نتيجه برسند كه منافع مشتركي دارند و در غير اين صورت اوضاع بد ميشود، خيلي بد.
همه موافقيم كه واشنگتن واقعا نياز دارد خود را از بحران كنوني اقتصادي خلاص كند تا كساد نسبي به ركود كامل منجر نشود. اقتصاددانان چپ و راست نيز همراي هستند كه ما براي خروج از بحران نيازمند محركهاي عظيم مالي هستيم و فعلا نميتوانيم نگران كسري بودجه باشيم. اما به هر حال بايد بدانيم كه به زودي كسري بودجه ايالات متحده آمريكا به يك تا 5/1 تريليون دلار خواهد رسيد 88 تا 11 درصد توليد ناخالص داخلي) و بالاخره كسي بايد قرضهاي دولت آمريكا را پرداخت كند. تنها كشوري كه اين ميزان پول را در اختيار دارد چين است.
در ماه سپتامبر چين ژاپن را پشت سر گذاشت و به بزرگترين وامدهنده به دولت آمريكا - يا طلبكار واشنگتن - مبدل شد. آمار دقيقي در كار نيست اما در واقع 10 درصد بدهيهاي آمريكا مربوط به جمهوري خلق چين است. چين بانكدار آمريكا است.
اما آيا چينيها اين نقش خود را ادامه ميدهند؟ آنها بدون شك ابزار اين كار را دارند. ذخيره ارزي چين در حال حاضر 2 تريليون دلار است. (مقايسه كنيد با ذخيره ارزي 73 ميليارد دلاري آمريكا.)
اما دولت چين نگران اين است كه اقتصاد خودش هم شديدا كند شود، چرا كه آمريكاييها و اروپاييها به خاطر اوضاع بد مالي واردات از چين را تقريبا متوقف كردهاند. پكن اميدوار است بتواند ميزان رشد اقتصادش را به كمك محركهاي مالي بين 6 تا 7 درصد نگاه دارد. (سال پيش اين رقم 12 درصد بود.)
حجم محركهاي اقتصادي كه دولت پكن هفتههاي پيش خبر آن را داد به 600 ميليارد دلار ميرسد. (حدود 15 درصد توليد ناخالص داخلي اين كشور) آنها بر اين مساله تمركز كردهاند كه در دوران بحران اقتصادي كسي از كار بيكار نشود تا مجبور نشوند با اعتصاب يا اعتراض دست و پنجه نرم كنند. پكن آماده است براي جلوگيري از شدت گرفتن بحران دهها ميليارد ديگر به اقتصاد خود تزريق كند.
در اين ميان ايالات متحده واقعا به پول دولت چين نياز دارد. پكن در حال حاضر بايد دو اقتصاد عظيم دنيا را نجات دهد؛ اقتصاد آمريكا و اقتصاد چين. اين ممكن است به مذاق چينيها خوش نيايد اما بهبود اوضاع اقتصادي آمريكا به نفع چين هم است. البته طبيعتا اولويت اول پكن نجات اقتصاد خودشان است.
جوزف استيگليتز، برنده نوبل اقتصاد در سال 2001 ميگويد: <مردم هميشه ميگويند كه چين و آمريكا به يك نسبت به هم وابستهاند.
اما اين ديگر درست نيست. چين از دو راه ميتواند به رشد اقتصادياش ادامه دهد. اولي سرمايهگذاري بر بازار آمريكا است، و راه ديگر سرمايهگذاري بر بازار خودش است. مردم چين حالا بيشتر از گذشته جنس ميخرند. ما اين گزينهها را نداريم. پس ما به چين وابستهايم.>
نيل فرگوسن در كتاب اخيرش <صعود پول> تولد يك كشور جديد را پس از جنگ سرد شرح ميدهد. او آن را <چينامريكا> ميخواند. چينامريكا حدود 10 درصد خشكيهاي زمين را در اختيار دارد، يك چهارم جمعيت جهان در چينامريكا زندگي ميكنند و نيمي از رشد اقتصادي جهاني در طول هشت سال گذشته در اختيار آنها بوده است.
او مينويسد: <اول به نظر ميرسيد طرفين اين ازدواج كاملا راضي هستند. چينامريكاي شرقي پسانداز ميكرد و چينامريكاي غربي خرج ميكرد. چينامريكاي شرقي رشد كرد و چينامريكاي غربي تورمش را در حد پاييني نگاه داشت.>
فرگوسن هم مثل استيگليتز معتقد است چينيها دو گزينه پيشرو دارند: <آنها تلاش خواهند كرد كه بازار آمريكا را براي خود شكوفا نگاه دارند اما وقتي ببينند اين جواب نميدهد مجبورند نقشه دوم را اجرا كنند. نقشه دوم تمركز بر بازارهاي خود چين است.>
فرگوسن ادامه ميدهد: <سوال اصلي اين است كه آيا بحران كنوني اجازه ميدهد چينامريكا زنده بماند يا اين كشور از هم خواهد پاشيد. اگر چينامريكا نابود شود، بايد با جهاني شدن خداحافظي كنيد.>
در طول سالهاي اخير مهمترين سفارتخانه ايالات متحده در بغداد بود. اما در طول دهه بعدي بدون شك سفارت ايالات متحده در پكن مهمترين سفارتخانه آمريكا خواهد بود. ترديد نكنيد.
* فريد زكريا سرپرست بخش بينالمللي هفتهنامه آمريكايي نيوزويك است. او در هندوستان و در خانوادهاي مسلمان زاده شد. پدرش رفيق زكريا سياستمداري برجسته بود و مادرش فاطيما ويژهنامه روزهاي يكشنبه تايمز آو اينديا را سردبيري ميكرد.
زكريا دكتري علوم سياسياش را از دانشگاه هاروارد و زير نظر ساموئل هانتينگتون دريافت كرد. نشريه اسكواير در سال 1999 نام او را در فهرست 21 شخصيت مهم قرن بيستويكم قرار داد. از زكريا كتاب <آينده آزادي: اولويت ليبراليسم بر دموكراسي> در ايران ترجمه شده است. او در انتخابات رياستجمهوري اخير آمريكا از باراك اوباما، نامزد حزب دموكرات حمايت كرد.
نویسنده: فرید زکریا مترجم : کاوه شجاعی به نقل از روزنامه اعتماد ملی
نوشته شده توسط دکتر علیرضا رضائی
در | لینک ثابت
•

