دانش سیاست و روابط بین الملل
وبلاگ دکتر علیرضا رضائی
ابرقدرتها و مساله نظم بین المللی
گويي همين ديروز بود
كه همه با نگراني تحولات جهان را دنبال ميكردند؛ قيمت انرژي و مواد
اوليه سر به فلك كشيده بود و كمبود نفت و كاهش ذخاير غذايي به كشورهاي چين
و روسيه به شدت فشار ميآورد.
ولي اكنون قيمتها در همه جا رو به كاهش است. بانكهاي سرمايهگذاري ناپديد شدهاند و نظام اعتباري جهاني به زور سر پا مانده است؛ خطراتي بسيار وحشتناكتر از تورم در كمين دنياي اقتصاد نشستهاند. كاهش يكباره قيمت نفت، لبخند را بر لبان رهبران مستبدي همچون ولاديمير پوتين و هوگو چاوز خشكانده است.
ولي اكنون قيمتها در همه جا رو به كاهش است. بانكهاي سرمايهگذاري ناپديد شدهاند و نظام اعتباري جهاني به زور سر پا مانده است؛ خطراتي بسيار وحشتناكتر از تورم در كمين دنياي اقتصاد نشستهاند. كاهش يكباره قيمت نفت، لبخند را بر لبان رهبران مستبدي همچون ولاديمير پوتين و هوگو چاوز خشكانده است.
هنگامي
كه باراك اوباما در مبارزه انتخابات رياستجمهوري آمريكا بر هيلاري
كلينتون، حريفش در حزب دموكرات غلبه كرد، اولويتاصلي رياستجمهوري خود را
عراق ميدانست. هيچكس به او نگفت كه بانكهاي آمريكا رو به ورشكستگياند
و بهزودي ضربه بسيار شديدي به اقتصاد آمريكا وارد خواهد شد.
اكنون رئيسجمهور منتخب آمريكا بايد با كتاب قطور گزارشهاي متفكران هوشمند شوراي اطلاعات ملي ايالات متحده آمريكا روي ميزش چه كند؟
پاسخ اين است كه آقاي اوباما بايد با دقت زيادي اين گزارشها را مطالعه كند. نويسندگان اين گزارشها هيچ پيشگويي خاصي نكردهاند. اما اوباما بايد اين گزارشها را بخواند، چراكه شناخت نيروهاي محرك تغييرات سياسي و اقتصادي، گام آغازين تصميمگيريهاي رئيسجمهور است.
شوراي اطلاعات ملي ايالات متحده آمريكا با ارائه اين گزارش مدعي نشده كه كليد همه درهاي بسته را دارد. اما هدف از نوشتن چنين گزارشي پيش از آنكه پيشبيني هدف باشد، يافتن نيروها و عوامل وقوع چنين رويدادهايي است. مولفان اين كتاب به شدت از جبرگرايي غيركارشناسانه كه بر سر زبانها افتاده اجتناب كردهاند. آنها معتقدند دنيا در مسير از پيش مقدرشدهاي حركت نميكند.
يكي از گزارشهاي مهم اين شورا مبني بر اين است كه رهبران سياسي جهان و بهخصوص باراك اوباما قدرت تعيين مسيرهاي مختلف سياستهاي دنيا را دارند. از گزارشي ديگر در همين شورا ميتوان چنين استنباط كرد كه تصميمهايي كه كاخسفيد طي 4 يا 8 سال آينده اتخاذ ميكند بسيار حساس و مهم هستند.
در نگاه اول، اين نتيجه اساسي كه جهان شاهد ظهور نظامي چندقطبي است چندان با اهميت به نظر نميرسد. اما نكته مهم گزارشها اين است كه مجربترين تحليلگران اطلاعاتي اوباما اذعان كردهاند اخيرا قدرت نيروهاي آمريكايي بهتدريج رو به تحليل رفته است. بسياري از مقامات واشنگتن چنين ديدگاهي را رد ميكنند و آن را حاصل بدانديشي برخي مقامات اروپايي مثل نيكلا ساركوزي، رئيسجمهور فرانسه ميدانند.
از نظر شوراي اطلاعات ملي آمريكا، پيشرفت چين، هند و ساير كشورها بدين معناست كه تا سال 2025 ميلادي ايالات متحده آمريكا تنها يكي از مهمترين نقشآفرينان در صحنهجهاني و نه قدرتمندترين آنها خواهد بود. ايالات متحده آمريكا طي بيش از 200 سال، حتي هنگام مواجهه با چالشهاي گوناگون، قدرت نسبتا زيادي داشته است. بر همين اساس، كنار آمدن با واقعيت كاهش قدرت آمريكا در سطح جهان چندان آسان نيست.
با تمام اين تفاسير، رقابت ابرقدرتها تنها بخشي از تصوير در حال ظهور جهان است. ملتهاي مختلف دنيا با چالشهاي زيادي مواجه هستند كه بسياري از آنها از جانب عوامل غيررسمي و غيرقابل پيشبيني تحميل شدهاند. مناسبات مختلف تجاري، تعصبات ديني، باندهاي جنايي و نهادهاي غيردولتي همه بر معادلات قدرت تاثيرگذارند.
پنهان كردن اين تغييرات اجتماعي و ژئوپليتيكال تحت آرايهاي از نيروهاي فرامليتي، تغييرات آب و هوايي، تروريسم، تكثير سلاحهاي غيرمتعارف، انفجار جمعيت و مهاجرت بهتدريج پيچيدگي اين موضوع را برملا ميكند. رويهمرفته، گوناگوني حوادث و عوامل مجهولمانده در دنياي امروز به راستي سرسامآور است. زماني نهچندان دور، باراك اوباما رئيسجمهور منتخب آمريكا گفته بود: <گاهي اوقات واقعا نميدانم بايد بهعنوان رئيسجمهور آمريكا از كجا كارم را شروع كنم.> كسي كه گزارش شوراي اطلاعات مليآمريكا را بخواند متوجه خواهد شد چرا او چنين حرفي زده است.
آنچه اكنون ميتوان با قطعيت نسبي گفت اين است كه نظام جهانياي كه در سال 1945 ميلادي طرحريزي شده بود در عصر نامنسجم امروز، ديگر دوام نخواهد آورد. با اين ترتيب، برتري سياسي، فرهنگي و اقتصادي غرب نيز ديگر عمري چندان طولاني در ميان قدرتهاي جهاني نخواهد داشت.
بعيد به نظر ميرسد كه قدرتهاي در حال توسعه بخواهند همچون ژاپن و آلمان در قرن بيستم عمل كنند و نظام فعلي جهان را از هم بپاشند. اما قرارگيري اين روند در مسير فروپاشي و بيثباتي بسيار محتمل است. درواقع در دنياي امروز، همانطور كه قدرتهاي جديد در سايهنظم فعلي به خواستههايشان جامهعمل ميپوشانند، آزادي و قدرت عمل ديگران را نيز حفظ ميكنند.
در بخشي ديگر از گزارش شوراي اطلاعات مليآمريكا آمده است: <شايد بتوان گفت <نظم بينالمللي> كمكم دارد به عبارتي بيمعني تبديل ميشود.>
نكته مهم در اين گزارش و روند فعلي اوضاع دنيا اين است كه در نظام رو به تغيير جهان،اين انسجام تا چه حد ميتواند بر آشوب غلبه كند. اين مساله كاملا به تصميمگيريهاي امروز و فرداي رهبران جهان بستگي دارد.
واقعيت ديگري كه وجود دارد اين است كه نبايد در خصوص سير نزولي قدرت ايالات متحده آمريكا اغراق كرد و از طرفي نيز نبايد آن را ناچيز پنداشت. قدرت آمريكا در ميان بازوان قوي نظامي و اقتصادي ساير ابرقدرتها تحليل خواهد رفت، حتي شايد مخدوش كردن تصور شهروندان آمريكايي مبني بر اينكه كشورشان در عرصه جهاني در مقام اول ايستاده هم در اين راستا از اهميت برخوردار باشد. از طرف ديگر، موج اشتياق مردم از پيروزي اوباما اين حقيقت را تصديق ميكند كه هنوز دنيا تا حدي آمريكا را عامل حفظ امنيت جهان ميداند.
به نظر ميرسد كه آمريكا حداقل در دو دههآينده نيز تنها ابرقدرت واقعي جهان باقي خواهد ماند. تصميمهايي كه كاخ سفيد اتخاذ ميكند بيشتر از هر عامل جهاني ديگر بر روند نظام بينالمللي تاثير خواهد گذاشت.
با نگاهي به قرن گذشته و خير و شري كه از نظرات و تصميمهاي رهبران به جهانيان رسيد درخواهيم يافت كه دهههاي آتي نيز به همين منوال خواهد بود. همانطور كه شوراي اطلاعات ملي آمريكا نيزدر پايان گزارش خود نتيجه گرفته، نميتوان از نتايج احتمالي غيرمطلوب اين گزارشها اجتناب كرد.
منبع: فايننشالتایمز -نویسنده فيليپ استفنز / ترجمه: مهردخت مهاجرانی به نقل از روزنامه اعتماد ملی 87/9/12
اكنون رئيسجمهور منتخب آمريكا بايد با كتاب قطور گزارشهاي متفكران هوشمند شوراي اطلاعات ملي ايالات متحده آمريكا روي ميزش چه كند؟
پاسخ اين است كه آقاي اوباما بايد با دقت زيادي اين گزارشها را مطالعه كند. نويسندگان اين گزارشها هيچ پيشگويي خاصي نكردهاند. اما اوباما بايد اين گزارشها را بخواند، چراكه شناخت نيروهاي محرك تغييرات سياسي و اقتصادي، گام آغازين تصميمگيريهاي رئيسجمهور است.
شوراي اطلاعات ملي ايالات متحده آمريكا با ارائه اين گزارش مدعي نشده كه كليد همه درهاي بسته را دارد. اما هدف از نوشتن چنين گزارشي پيش از آنكه پيشبيني هدف باشد، يافتن نيروها و عوامل وقوع چنين رويدادهايي است. مولفان اين كتاب به شدت از جبرگرايي غيركارشناسانه كه بر سر زبانها افتاده اجتناب كردهاند. آنها معتقدند دنيا در مسير از پيش مقدرشدهاي حركت نميكند.
يكي از گزارشهاي مهم اين شورا مبني بر اين است كه رهبران سياسي جهان و بهخصوص باراك اوباما قدرت تعيين مسيرهاي مختلف سياستهاي دنيا را دارند. از گزارشي ديگر در همين شورا ميتوان چنين استنباط كرد كه تصميمهايي كه كاخسفيد طي 4 يا 8 سال آينده اتخاذ ميكند بسيار حساس و مهم هستند.
در نگاه اول، اين نتيجه اساسي كه جهان شاهد ظهور نظامي چندقطبي است چندان با اهميت به نظر نميرسد. اما نكته مهم گزارشها اين است كه مجربترين تحليلگران اطلاعاتي اوباما اذعان كردهاند اخيرا قدرت نيروهاي آمريكايي بهتدريج رو به تحليل رفته است. بسياري از مقامات واشنگتن چنين ديدگاهي را رد ميكنند و آن را حاصل بدانديشي برخي مقامات اروپايي مثل نيكلا ساركوزي، رئيسجمهور فرانسه ميدانند.
از نظر شوراي اطلاعات ملي آمريكا، پيشرفت چين، هند و ساير كشورها بدين معناست كه تا سال 2025 ميلادي ايالات متحده آمريكا تنها يكي از مهمترين نقشآفرينان در صحنهجهاني و نه قدرتمندترين آنها خواهد بود. ايالات متحده آمريكا طي بيش از 200 سال، حتي هنگام مواجهه با چالشهاي گوناگون، قدرت نسبتا زيادي داشته است. بر همين اساس، كنار آمدن با واقعيت كاهش قدرت آمريكا در سطح جهان چندان آسان نيست.
با تمام اين تفاسير، رقابت ابرقدرتها تنها بخشي از تصوير در حال ظهور جهان است. ملتهاي مختلف دنيا با چالشهاي زيادي مواجه هستند كه بسياري از آنها از جانب عوامل غيررسمي و غيرقابل پيشبيني تحميل شدهاند. مناسبات مختلف تجاري، تعصبات ديني، باندهاي جنايي و نهادهاي غيردولتي همه بر معادلات قدرت تاثيرگذارند.
پنهان كردن اين تغييرات اجتماعي و ژئوپليتيكال تحت آرايهاي از نيروهاي فرامليتي، تغييرات آب و هوايي، تروريسم، تكثير سلاحهاي غيرمتعارف، انفجار جمعيت و مهاجرت بهتدريج پيچيدگي اين موضوع را برملا ميكند. رويهمرفته، گوناگوني حوادث و عوامل مجهولمانده در دنياي امروز به راستي سرسامآور است. زماني نهچندان دور، باراك اوباما رئيسجمهور منتخب آمريكا گفته بود: <گاهي اوقات واقعا نميدانم بايد بهعنوان رئيسجمهور آمريكا از كجا كارم را شروع كنم.> كسي كه گزارش شوراي اطلاعات مليآمريكا را بخواند متوجه خواهد شد چرا او چنين حرفي زده است.
آنچه اكنون ميتوان با قطعيت نسبي گفت اين است كه نظام جهانياي كه در سال 1945 ميلادي طرحريزي شده بود در عصر نامنسجم امروز، ديگر دوام نخواهد آورد. با اين ترتيب، برتري سياسي، فرهنگي و اقتصادي غرب نيز ديگر عمري چندان طولاني در ميان قدرتهاي جهاني نخواهد داشت.
بعيد به نظر ميرسد كه قدرتهاي در حال توسعه بخواهند همچون ژاپن و آلمان در قرن بيستم عمل كنند و نظام فعلي جهان را از هم بپاشند. اما قرارگيري اين روند در مسير فروپاشي و بيثباتي بسيار محتمل است. درواقع در دنياي امروز، همانطور كه قدرتهاي جديد در سايهنظم فعلي به خواستههايشان جامهعمل ميپوشانند، آزادي و قدرت عمل ديگران را نيز حفظ ميكنند.
در بخشي ديگر از گزارش شوراي اطلاعات مليآمريكا آمده است: <شايد بتوان گفت <نظم بينالمللي> كمكم دارد به عبارتي بيمعني تبديل ميشود.>
نكته مهم در اين گزارش و روند فعلي اوضاع دنيا اين است كه در نظام رو به تغيير جهان،اين انسجام تا چه حد ميتواند بر آشوب غلبه كند. اين مساله كاملا به تصميمگيريهاي امروز و فرداي رهبران جهان بستگي دارد.
واقعيت ديگري كه وجود دارد اين است كه نبايد در خصوص سير نزولي قدرت ايالات متحده آمريكا اغراق كرد و از طرفي نيز نبايد آن را ناچيز پنداشت. قدرت آمريكا در ميان بازوان قوي نظامي و اقتصادي ساير ابرقدرتها تحليل خواهد رفت، حتي شايد مخدوش كردن تصور شهروندان آمريكايي مبني بر اينكه كشورشان در عرصه جهاني در مقام اول ايستاده هم در اين راستا از اهميت برخوردار باشد. از طرف ديگر، موج اشتياق مردم از پيروزي اوباما اين حقيقت را تصديق ميكند كه هنوز دنيا تا حدي آمريكا را عامل حفظ امنيت جهان ميداند.
به نظر ميرسد كه آمريكا حداقل در دو دههآينده نيز تنها ابرقدرت واقعي جهان باقي خواهد ماند. تصميمهايي كه كاخ سفيد اتخاذ ميكند بيشتر از هر عامل جهاني ديگر بر روند نظام بينالمللي تاثير خواهد گذاشت.
با نگاهي به قرن گذشته و خير و شري كه از نظرات و تصميمهاي رهبران به جهانيان رسيد درخواهيم يافت كه دهههاي آتي نيز به همين منوال خواهد بود. همانطور كه شوراي اطلاعات ملي آمريكا نيزدر پايان گزارش خود نتيجه گرفته، نميتوان از نتايج احتمالي غيرمطلوب اين گزارشها اجتناب كرد.
منبع: فايننشالتایمز -نویسنده فيليپ استفنز / ترجمه: مهردخت مهاجرانی به نقل از روزنامه اعتماد ملی 87/9/12
نوشته شده توسط دکتر علیرضا رضائی
در | لینک ثابت
•

