بعد
از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، روابط ایران و آمریکا دگرگون شد و
وضعیت بسیار پیچیدهای به خود گرفت. به گونهای که ایران به عمدهترین
بازیگر منطقهای مخالف آمریکا در سطح خاورمیانه تبدیل شده است و از طرف
دیگر آمریکا نیز از ابزارهای خود علیه ایران استفاده میکند. در طول سه
دهه گذشته تنش و تخاصم محور اصلی روابط دو کشور را تشکیل داده است، اما با
این حال برخی تحولات منطقهای متغیرهای جدیدی را در مناسبات ایران و
آمریکا مطرح کرده که در مواردی بر پیچیدگی این مناسبات افزوده است. اشغال
عراق در سال 2003 توسط آمریکا از جمله این متغیرهاست. در واقع با توجه به
تحولات داخلی عراق و پیامدهای آن در منطقه و نظام بینالملل طبیعی است که
دو بازیگر کلیدی در عراق یعنی ایران و آمریکا نسبت به شرایط این کشور
بسیار حساس هستند و اهدافی را نیز دنبال میکنند. رویکرد ایران و آمریکا
در عراق نقاط اختلاف و زمینههای اشتراک منافع مهمی را برای دو کشور به
وجود آورده است. ایران حمایت گسترده و نزدیکی از مخالفین و مبارزین عراقی
در طول مبارزات آنها با رژیم صدام در 28 سال گذشته داشته است. در میان
مخالفین رژیم بعث طیفهای مهمی از شیعیان و کُردهای عراقی وجود داشتند که
حدود 85 درصد جمعیت عراق را در بر میگرفتند. از طرف دیگر حمایت آمریکا و
سایر قدرتهای بزرگ از رژیم صدام، زمینههای تأثیرگذاری ایران را در صحنه
عراق جدید موجب شد. این در حالی بود که آمریکا به عنوان قدرت اصلی که در
ساقط کردن رژیم صدام و متعاقباً حضور در عراق نقش اصلی را ایفا کرده است
خود را با تعارضی اساسی مواجه میبیند. به این معنا که از یک سو رهبران و
عوامل قدرت در عراق پیوندها و روابط نزدیکی با ایران دارند و از سوی دیگر
همین افراد و گروهها در حمایت از آمریکا در سرنگونی رژیم صدام و بدنبال آن
موفقیت آینده دولت جدید عراق نقش کلیدی خواهند داشت. به این ترتیب هرگونه
تقویت گروههای مزبور به طور مستقیم تقویت مواضع و موقعیت ایران در عراق
جدید محسوب میشود. از سوی دیگر ایران با یک استراتژی مناسب توانسته است،
علیرغم کارشکنیها و دسیسههایی که برای همکاری نزدیک ایران با عراق جدید
به وجود آوردهاند، به بسط و گسترش نفوذ خود بیفزاید. در چنین شرایطی و در
اثر درخواست رهبران و گروههای طرفدار ایران در عراق که نقش و سهم اساسی را
در دولت کنونی دارند، زمینه طرح مذاکره آمریکا و ایران در مورد عراق فراهم
گردید.
با
این حال ادامه مذاکرات ایران و آمریکا در ارتباط با عراق که برگزاری دور
چهارم آن تاکنون بارها به تعویق افتاده است، با مشکلات متعددی روبرو باشد.
در این رابطه به نظر میرسد یکی از مشکلات عمده بر سر راه ادامه مذاکرات
ایران و آمریکا، مسائل داخلی آمریکا، به ویژه در آستانه آغاز مبارزات
انتخاباتی برای انتخابات ریاست جمهوری در نوامبر 2008 است. از طرف دیگر و
با وجودی که موضع تندروهای دولت بوش که در برخی مواقع حتی خواهان
بهرهگیری از ابزارهای نظامی علیه ایران بودهاند به دنبال انتشار گزارش
جامعه اطلاعاتی آمریکا تا حد زیادی تضعیف شده، اما هنوز موانع زیادی برای
حاکم شدن نظرات طیف طرفداران مذاکره با ایران وجود دارد. به نظر میرسد
یکی از مهمترین موانع نفوذ لابیهای کشورهای منطقه در ساختار تصمیم گیری
آمریکا باشد. از جمله مهمترین این لابیها یعنی لابی آیپک که طرفدار
اسرائیل محسوب میشود، به شدت مخالف انجام مذاکرات ایران و آمریکاست و آن
را تهدیدی عمده برای منافع اسرائیل در منطقه خاورمیانه تلقی میکند. در
واقع هر نوع تلاشی برای کاهش تشنج و در نهایت عادی سازی روابط ایران و
آمریکا میتواند باعث شود تا اسرائیل حامی عمدهای را در محدودسازی و
تضعیف رقیب منطقهای اش یعنی ایران را از دست بدهد. علاوه بر این دیگر
کشورهای منطقه خاورمیانه از جمله کشورهای عربی همسایه عراق نیز به برگزاری
مذاکرات ایران و آمریکا در ارتباط با مسئله بحرانی عراق واکنش نشان
دادهاند. از نظر این کشورها نیز برگزاری این مذاکرات که به زعم آنها
میتواند حتی زمینهسازی برای عادی سازی روابط ایران و آمریکا باشد،
تهدیدی برای منافعشان به حساب میآید. کشورهای سنی منطقه همچنین انجام
مذاکرات دوجانبه ایران و آمریکا را به منزله به رسمیت شناخته شدن قدرت
ایران در عراق و حتی عاملی برای تقویت هر چه بیشتر شیعیان در عراق
میدانند. در این رابطه کشورهایی نظیر عربستان حتی خواهان حضور در مذاکرات
ایران و آمریکا به عنوان طرف سوم شدهاند. شاید بتوان گفت که به جز تعدادی
از کشورها بقیه قدرتها و کشورهای جهان وضعیت مطلوب برای منافع خویش را حفظ
حالت خصمانه میان ایران و آمریکا میبینند که البته نباید به برخورد نظامی
منجر شود.
علاوه
بر تأثیرگذاری کشورهای منطقه بر روند مذاکرات ایران و آمریکا، برخی موانع
داخلی نیز به ویژه در آمریکا مانع انجام و یا تسری یافتن آن به دیگر
اختلافات دو کشور میشود. به نظر میرسد در شرایط فعلی ادامه مذاکرات یا
قطع آن تحت تأثیر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا قرار دارد.
برخی کارشناسان با این حال معتقدند مشکلات دولت بوش در عراق که حربه
مناسبی را در اختیار کاندیداهای دموکرات قرار داده است، باعث میشود تا
جمهوریخواهان برای کسب دست آورد تبلیغاتی از همه فرصتها استفاده نمایند.
طبیعی است که تعامل با ایران، به ویژه در شرایط فعلی که احتمال مانور
تبلیغاتی با استفاده از ابزار نظامی کمرنگ شده و دولت بوش نمیتواند در
این عرصه پیروزی قابل قبولی بدست آورد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. کاهش
حملات و پایین آمدن میزان تلفات بعد از انجام سه دور مذاکره میان ایران و
آمریکا نشانهای ملموس از اهمیت این مذاکرات تلقی میشود. نامزدهای
دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری نیز با تأکید بر این دست آورد هرچه
بیشتر بر ادامه مذاکرات ایران و آمریکا تأکید دارند.
بر
این اساس پژوهشنامه حاضر در نظر دارد تا ابعاد تعامل ایران و آمریکا در
عرصه عراق را با توجه به شرایط منطقهای و بینالمللی در 7 مقاله مورد
تحلیل قرار دهد:
در
مقاله اول با عنوان «تعامل ایران و آمریکا در عراق»، ضمن بررسی وضعیت
کنونی عراق و سیاستهای آمریکا در ارتباط با آن تلاش شده تا نشانههای
تغییر سیاستهای این کشور و پررنگ شدن نقش ایران در این سیاستها مورد تحلیل
قرار گیرد. در واقع تداوم بیثباتی و ناامنی در عراق و نگرانیهای موجود
در خصوص احتمال تبدیل شدن بحران عراق به یک جنگ داخلی موجب شده تا الگوها
و سیاستهای یکجانبهگرایانه از سوی آمریکا و تلاش این کشور برای کنار
گذاشتن جمهوری اسلامی ایران از معادلات منطقهای با توجه به نفوذ غیرقابل
انکار آن مورد بازبینی قرار گیرد. در این مقاله همچنین به برخی از
سیاستها و منافع و اقدامات ایران و آمریکا در عرصه عراق و سپس نقاط
اشتراک آنها در ایجاد ثبات و جریان امنیتسازی در عراق پرداخته شده است.
مقاله
دوم با عنوان «همکاری ایران و آمریکا برای ایجاد ثبات در عراق»، تلاش
نموده تا با مطرح کردن چهار سوال اساسی درباره وضعیت بحرانی عراق،
ریشههای بحران در این کشور، سناریوهای احتمالی در آینده و راهحل
آشوبهای فعلی در عراق مسئله همکاریهای ایران و آمریکا را در زمینه امنیت
سازی در این کشور مورد توجه خاص خود قرار دهد. در واقع اکنون با وخیمتر
شدن وضعیت امنیتی در عراق، کشورهای منطقه و حتی جهان بر ضرورت یافتن
راهحل صلحآمیز برای این تدکید دارند، از آنجا که آشوب در عراق نهتنها
تمامیت ارضی این کشور را تهدید میکند بلکه ممکن است به سایر نواحی و
مناطق مجاور نیز تسری پیدا کند.
مقاله
سوم با عنوان «نقد نظریه نقش منطقهای ایران» عمدتاً به نقش ایران در عراق
پرداخته شده است و به ویژه این مسئله مورد نظر قرار گرفته است که سیاستهای
خاورمیانهای آمریکا و شرایط منطقه متأثر از این سیاستها تا چه حد چنین
نقشی را تقویت یا تضعیف میکند. از طرف دیگر نویسنده با در نظر گرفتن
شرایط داخلی در ایران در تلاش است تا این مسئله را مورد آزمون قرار دهد که
آیا سیاستهای ایران در عراق عمدتاً تدافعی و برای رفع تهدیدات امنیتی ناشی
از حضور نظامی آمریکا در عراق است یا منافع بلند مدتی را تعقیب میکند.
مقاله
چهارم با عنوان «رویکرد آمریکا در عراق و شرایط ایران»، عمدتاً به بررسی
دلایل شکست سیاستها و استراتژی آمریکا در عراق پرداخته شده و از طرف دیگر
سیاستهای جدید آمریکا مورد تحلیل قرار گرفته است. در این رابطه پیامدهای
سیاستهای جدید آمریکا در عراق و در منطقه مورد تحلیل قرار گرفته و به ویژه
برخی سیاستها مبنی بر مسلح ساختن گروههای سنی به عنوان عاملی برای
بحرانهای آینده در عراق و حتی در کل منطقه دانسته شده است.
مقاله
پنجم با عنوان «دیپلماسی عمومی آمریکا و قدرت نرم ایران در صحنه عراق»، به
یکی از موضوعات مطرح در سیاستهای آمریکا در جهان و از جمله در عراق یعنی
استفاده از دیپلماسی عمومی پرداخته است. به کارگیری دیپلماسی عمومی از
جمله شیوههایی است که چه قبل از حمله آمریکا به عراق و چه بعد از حمله و
اشغال این کشور مطرح بوده که شامل برقراری ارتباط با مردم و اقوام مختلف
این کشور است. هر چند که هنوز روند ثباتسازی و برقراری امنیت در عراق
موفق نبوده است، اما مقامهای آمریکایی در کنار بهکارگیری بعد سخت افزاری
و نظامی به بعد نرم افزاری هم توجه دارند. در این رابطه نقش ایران در عراق
باعث شده تا اتخاذ هر سیاستی در این کشور از سوی مقامهای آمریکایی با در
نظر گرفتن فعالیتها و رفتار سیاسی ایران همراه باشد. در واقع ایران به
لحاظ قدرت نرم افزاری، تاکنون نشان داده که از موفقیت بیشتری در
تأثیرگذاری و حتی شکلدهی به ساختار سیاسی و اجتماعی عراق برخوردار بوده
است.
در
مقاله ششم با عنوان «پرسشهایی برای آینده: ایران و آمریکا در عرصه عراق»،
با مطرح کردن دو پرسش کلیدی که آیا سرانجام در میان مدت از سوی آمریکا یک
اقدام نظامی محدود علیه ایران انجام خواهد شد و اینکه آیا آمریکا واقعاً
خواهان موفقیت دولت مالکی در استقرار نظم و ثبات در عراق است، در تلاش است
تا از نگاهی متفاوت وضعیت کنونی عراق و امکان استمرار تعامل ایران و
آمریکا در این کشور را مورد بررسی قرار دهد. مقاله حاضر تأکید دارد که هر
چند ایران و آمریکا همچنان دارای نقاط اشتراک و اختلاف زیادی هستند، در
مورد عراق نقاط اشتراک آنها بسیار ملموستر و عینیتر از نقاط اختلاف است.
در
مقاله هفتم با عنوان «تجربه عراق و امنیت ملی آمریکا»، ترجمهای از مقاله
استفن میلر است که در شماره بهار مجله «سروایول» به چاپ رسید. این مقاله
که به صورتی بسیار جامع استراتژیهای دولت جورج بوش را با مروری به تحولات
سالهای بعد از جنگ سرد مورد بررسی قرار می دهد، یکی از مهمترین اولویت
سالهای اخیر را مقابله با گسترش سلاحهای کشتار جمعی و جلوگیری از دستیابی
تروریستها به این سلاحها میداند. در واقع بر این اساس که حمله آمریکا به
عراق و اشغال این کشور توجیه میشود. در حالی که بعد از اشغال و طولانی
شدن حضور نظامی آمریکا در عراق مشکلات استراتژی بوش از جمله وضعیت فرسایشی
ارتش آمریکا مشخص شده است. از طرف دیگر در این مقاله به وضعیت ایران و
برنامه هستهای آن توجه شده و با توجه به تجربه آمریکا در عراق نویسنده به
دنبال پاسخ دادن به این مسئله است که سرانجام گزینه حمله نظامی در برخورد
با ایران مد نظر قرار می گیرد یا گزینه تعامل و همکاری.
آخرین
مقاله با عنوان «استراتژی آمریکا در عراق؛ ملاحظات راهبردی جمهوری اسلامی
ایران» که در واقع جمعبندی یکی از میزگردهای برگزار شده در معاونت
پژوهشهای سیاست خارجی است، به بررسی استراتژیهای آمریکا در عراق اختصاص
یافته است. در این رابطه تأکید شده که هر چند مقامهای آمریکایی بعد از
اشغال استراتژیهای متعددی را برای تحقق روند دولتسازی مد نظر قرار
دادند، اما هیچ کدام از این استراتژیها تاکنون به ایجاد ثبات و امنیت در
عراق منجر نشده است. بر این اساس از سال 2007 استراتژی جدیدی برای بهبود
شرایط عراق تدوین شد که دارای ابعاد و مؤلفههای متعدد داخلی و منطقهای
است. بر این اساس ابعاد استراتژی مذکور و پیامدهای آن و ملاحظات راهبردی
جمهوری اسلامی ایران در این مورد مورد بررسی قرار گرفته است.
فهرست مطالب
تعامل ایران و آمریکا در عراق/ دکتر محمود واعظی
همکاری ایران و آمریکا برای ایجاد ثبات در عراق/ ناصر ثقفی عامری
نظریه ظهور نقش منطقهای ایران/ دکتر کیهان برزگر
رویکرد آمریکا در عراق و شرایط ایران/ علی اکبر اسدی
دیپلماسی عمومی آمریکا و قدرت نرم ایران در صحنه عراق/ افسانه احدی
دو پرسش؛ مسائل ایران و آمریکا در عرصه عراق/ سید جواد طاهائی
تجربه عراق و امنیت ملی آمریکا/ استفن میلر
میزگرد: استراتژی آمریکا در عراق
تهیه شده در :مرکزتحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاونت پژوهشهای سیاست خارجی / گروه مطالعات استراتژیک، خانم افسانه احدی
نوشته شده توسط دکتر علیرضا رضائی
در |
لینک ثابت
•